به گزارش عَیّوق، اکسیوس نوشت: نخستین سناریوی پایان جنگ به بازگشت مسیر دیپلماسی و رسیدن به نوعی توافق سیاسی بازمیگردد. از نگاه برخی ناظران، ممکن است در نهایت مذاکراتی برای توقف درگیریها و رسیدن به توافقی درباره برنامه هستهای ایران شکل بگیرد. پیش از آغاز جنگ نیز چند دور گفتوگوی غیرمستقیم میان ایران و آمریکا در ژنو برگزار شده بود، هرچند این مذاکرات در نهایت به نتیجه نرسید.
سناریوی دوم الگویی است که برخی در واشنگتن از آن با عنوان «مدل ونزوئلا» یاد میکنند. در این نگاه، ایالات متحده ممکن است تلاش کند از طریق فشارهای سیاسی و امنیتی، ساختار قدرت در ایران را به سمت تغییراتی هدایت کند که از نظر واشنگتن مطلوبتر باشد.
با این حال بسیاری از کارشناسان غربی نیز اذعان دارند که مقایسه ایران با کشورهایی مانند ونزوئلا چندان دقیق نیست.
سناریوی سوم به احتمال شکلگیری ناآرامیهای داخلی و تضعیف ساختار حکمرانی اشاره دارد؛ موضوعی که برخی سیاستمداران اسرائیلی نیز به آن اشاره کردهاند. با این حال حتی تحلیلگران غربی نیز تأکید میکنند که مخالفان سیاسی خارج از کشور فاقد یک رهبری واحد و سازماندهی منسجم در داخل ایران هستند. به همین دلیل بسیاری معتقدند تصور فروپاشی سریع ساختار سیاسی ایران با واقعیتهای میدانی همخوانی ندارد.
سناریوی چهارم که در برخی محافل امنیتی آمریکا و اسرائیل مطرح شده، انجام عملیات نظامی محدود برای از بین بردن یا کنترل ذخایر اورانیوم غنیشده ایران است. در این سناریو، پایان جنگ نه از طریق توافق سیاسی بلکه از راه عملیات نظامی مستقیم برای حذف آنچه تهدید هستهای تلقی میشود رقم میخورد. با این حال اجرای چنین ماموریتی مستلزم حضور نیروهای نظامی در خاک ایران خواهد بود؛ اقدامی که با توجه به توان موشکی ایران و شرایط جنگی با ریسکهای جدی همراه باشد.
در نهایت سناریوی پنجم به تصمیم سیاسی در واشنگتن مربوط میشود. در این حالت، رئیسجمهور آمریکا ممکن است با این توجیه که توان موشکی و پهپادی ایران تضعیف شده، پایان عملیات را اعلام کند و نیروهای آمریکایی را از درگیری مستقیم خارج سازد. برخی تحلیلگران معتقدند بازارهای جهانی نیز تا حدی بر چنین خروج سریعی حساب باز کردهاند؛ زیرا ادامه جنگ میتواند هزینههای اقتصادی سنگینی برای آمریکا و اقتصاد جهانی به همراه داشته باشد.
انتهای پیام/





