به گزارش عَیّوق، اگرچه ما لاجرم این روزها به صدای انفجار و باروت عادت کردهایم، اما اینک جنگ امروز بسیار فراتر از این صداها و بمیاران شهرهاست، جنگ واقعی امروز، نبردی است که در ذهنها و افکار عمومی مردم جریان دارد و سختتر از هر زمان دیگری پیچیده شده است.
بنده به عنوان عضو کوچکی از جامعه بزرگ ایران عزیز؛ کسی که قریب به ۳ دهه درحوزه خبر و خبرگزاری و همچنین در سرمای جانسوز جبهه های غرب کشور و خاکریزهای دفاع مقدس نفس کشیده، با تمام وجود لمس میکنم که جنگ امروز، پیش از آنکه در آسمان و زمین رقم بخورد، در ذهنها و اذهان جریان دارد.
دشمن این بار،علاوه برلشکرکشی همه جانبه، توپخانهی روایتش را نیز دوچندان به سمت قلب و باور ما نشانه رفته است. ملتهایی که مرگ در راه حق را سعادت ابدی میدانند، هرگز از هراس مرگ نمیمیرند، اما باید هوشیار باشند که مرگ در این جنگ جدید، مرگ هویت و مرگ باور است.
امروز ایران اسلامی، همچون همیشه، در خط مقدم نبرد چندبعدی دشمن ایستاده است؛ جنگی که موشکهایش تحریف حقیقت و بمبهایش روایتهای وارونه و دروغین است.
رسانه در این میدان، به معنای واقعی کلمه، سنگر جدید ایمان و آگاهی است. مرز میان گلوله و خبر از هم گسسته و گاهی چنان درهمتنیده شده که تشخیصشان دشوار میگردد.
دشمن با تلفیق جنگ سخت و نرم، افکار عمومی را هدف گرفته و رسانه دیگر فقط راوی واقعه نیست، خود بخشی از رزم و عملیات است. انتشار بیمحابای صحنههای حساس و موقعیتهای استراتژیک، گاه همان اطلاعاتی را در اختیار دشمن قرار میدهد که پیشتر برای به دست آوردنش میلیاردها دلار هزینه جاسوسی میکرد.
امروز نیازی نیست آمریکا جهانخوار یا رژیم پلید صهیونیستی پهپادی جاسوسی بفرستند؛ ما خود، گاهی با نیت خیر اطلاعرسانی و سهواً، اطلاعات را دستبهدست تقدیم دشمن میکنیم.
باید دانست که مسئله اینجا سانسور نیست؛ مسئله هوشمندی و بصیرت است. رسانه اگر سنگر آگاهی باشد، صدای ملت را به گوش دنیا میرساند بیآنکه رازهای دفاعی و امنیتی این ملت فاش شود. جمهوری اسلامی ایران بر شانههای اخلاق، ایمان و انسانیت استوار است.
ما از دروغسازی و تحریف بیزاریم، اما این بیزاری به معنی سکوت مطلق نیست. دشمن با صدها کانال و هزاران تحلیلگر دروغپرداز میکوشد چهره مقاومت ملت ایران را کدر کند؛ موشکهای نقطهزن ما را بیاثر میخواند تا اراده مردم ما را متزلزل سازد.
در چنین هنگامهای رسانه ما باید همچون سپری از بصیرت عمل کند؛ تحلیل کند، افشاگری کند، امید بیافریند و واقعیت را بازسازی نماید. این عین جهاد است، جهادی بیخون و بیمرز اما با اثری عمیقتر از گلوله.
من، یکی از رزمندگان کوچک همان روزهای آتش و ایمان، امروز بار دیگر احساس تکلیف میکنم. بسیاری از ما که در دهههای گذشته با ادوات و استراتژیهای جنگ سخت آشنا بودیم، امروز میتوانیم و باید در جبهه آگاهی نیز به کار آییم.
پیشنهاد جدی بنده این است که بستری رسمی برای اعلام آمادگی مجدد رزمندگان و متخصصان نظامی و رسانهای فراهم شود؛ نه برای جنگ سخت، بلکه برای مقابله فوری با جنگهای ترکیبی، جنگهای ادراکی و عملیات روانی دشمن. در دوران دفاع مقدس جان خود را کف دست گرفتیم، امروز باید جان روایت را پاس بداریم.
هنوز رگ غیرت در این بدنها زنده است و هیچ جانبازی حاضر نیست در بستر آسایش بخوابد وقتی میبیند دشمن با هجمه رسانهای به سنگر ایمان ملت حمله میکند.
بدخواهان ایران عزیز اینک توپخانه روایت را به سمت قلب مخاطب نشانه رفته، پس ما نیز باید هوشمند، هدفمند و با ذائقهشناسی دقیق پاسخ دهیم. هر تحلیل نپخته و عجولانه میتواند خوراک رسانههای معاند باشد، اما تحلیلی که بر پایه بصیرت و ایمان نوشته شود، مثل موشک نقطهزن بر هدف مینشیند.
بمباران خبری دشمن نباید ذهن جوانان ما را از پا درآورد، رسانه کشورمان اگر درست عمل کند، همان روح مقاومت را به نسلهای جدید تزریق میکند. دفاع از وطن، امروز تنها حمل سلاح نیست؛ روایت درست هم دفاع است. آنکه با درک زمانه و با ایمان، قلم بر زمین میکشد، مجاهدی است در لباس روایت. شرافت در همین است که نگذاریم تحریف، وظیفه را ببلعد و حقیقت در غبار خبر گم شود.
ما باید همانگونه که در جبههها از خاک دفاع کردیم، امروز از واقعیت دفاع کنیم. این عهدی است میان ما و شهیدانی که باور داشتند شهادت نقطه پایان زندگی نیست، بلکه آغاز حیات در ذهن ملتهاست.
اینک زمان جداسازی صفهاست، شیپور جنگ نواخته شده است. بگذارید این بار، صدای ترقههای آتشین دفاع مقدس در میدان مین شبکههای معاند طنینانداز شود.
اکنون زمانه عربدهکشی سایبری دشمن است و ما تا دیروز نظارهگر بودیم، اما دیگر بس است. ما نه برای گلایه، که برای نبرد ایستادهایم. تمام آن بیمهریها، کملطفیها و نادیدهگرفتنها که در سالهای سخت بر ما گذشت، امروز در صندوقچه غیرت ما مهر و موم شد. نه برای بایگانی، که برای سوزاندن در آتش نبرد روایتها.
کسانی که ما را حذفی و بیگانه شمردند، به شهدا حواله داده میشوند، زیرا مردان واقعی در بحرانها شناخته میشوند، نه در روزگار آسایش. ما به میدان میآییم، نه برای اثبات خود به این و آن، بلکه برای دفاع از شرف این خاک و ناموس این همتها.
شهادت آرزوست و دفاع شرافت ابدی. اگر شهادت آرزوی ابدی ماست چون عین سعادت است، پس ماندن برای دفاع از وطن و هموطن، افتخار ابدیتر است. ما ضرری نکردهایم. اگر پرواز کنیم به معراج رفتهایم و اگر بمانیم، خط مقدم را فتح کردهایم.
زمان فراخوان فوری است که بستر حضور فیزیکی مجاهدان روایت آن روز فراهم شود، آنجا که دکتر چمران فرمود وقتی شیپور جنگ نواخته میشود مردان صفهای خود را از نامردان جدا میکنند، او دقیقا این لحظه را پیشبینی کرده بود.
حال شیپور جنگ روایتها به صدا درآمده است، اگر جایی نیاز به حضور فیزیکی، تجربه عملیاتی رزمندگان و تحلیلگران قدیمی در اتاقهای عملیات رسانهای هست، پس بسمالله. زمینهها را آماده کنید.
ما آمادهایم که با همان غیرت سالهای جوانی وارد این نبرد نابرابررسانهای شویم. ما آغاز کننده این جنگ ناعادلانه نیستیم، اما پایاندهنده تحریفهایش خواهیم بود. صفها جدا شده است و ما در خط مقدم، در انتظار دستوریم.
با تندترین و تیزترین قلمها این حقیقت را فریاد میزنیم که ما پای دفاع ایستادهایم، دانش و تجربه گذشته امروز باید در خدمت تیغ برنده روایت قرار گیرد.
از هر تیری که دشمن به سوی حقیقت میزند، پاسخی کوبندهتر و علمیتر دریافت خواهد کرد، آماده باشید، مردان میدان آماده ورود به مینگذاری رسانهای دشمن هستند.
گلایهها و بیمهریها را در سینه نگه خواهیم داشت و در زمان خود به آنانی که دل در گرو ایران عزیز دارند، در میان خواهیم نهاد. سختیها و مشکلاتی که خودی برایمان نثار نمودند را هم در زمانش خواهیم گفت، اما امروز ابداً زمان گلایه نیست.
امروز باید بیش از هر زمان و حتی بیشتر از دوران دفاع مقدس، آماده رفتن به میدان نبرد و میدان مین رسانههای دشمن باشیم، اگر شهید شدیم، آن آرزوی ابدی ماست و اگر ماندیم، افتخار دفاع از وطن و هموطن را به دوش خواهیم کشید.
پس ضرری نکردهایم و آنهایی هم که ما را سالها ناجوانمردانه غیرخودی شمردند و به زعم خود حذف کردند، را به شهدا حواله میکنیم.
در سالهای گذشته ما در میان بارهای فرسوده قرار گرفتهایم، اما امروز همانگونه که در جبهههای مجهول دفاع از ایمان و آگاهی را شروع کردهایم، در صحنه کنونی این نبرد را به عنوان ابتداییترین میدان انسانیت میبینیم.
اما امروز فریادهای خود را در فضای سادهترین داستانها میشنویم. این نبرد مبنایی نه تنها با کلمه، بلکه با توصیف فرهنگی، به سادگی و اصالت آغاز میشود.
جنگ مبنایی به معنی بودن در سطح اولیه فرهنگی است، هر زمان که فرهنگ کوچکی به خودش ارزشی میدهد، نبرد مبنایی است.
آن فرهنگ کوچک که میداند هر کلمهای که میگوید با ظرفیتی بیش از هر دیگری میتواند به ایمان، اصالت و انسانیت دست یابد، این نبرد در دنیایی است که افراد به خودشان اعتماد نمیکنند، اما در این میدان هر فرد با وجود کوچکی خود میتواند به عنوان نظام فرهنگی در زمینه آموزش، ارتباطات و شناخت به سرآمدیهای بزرگی دست یابد.
شهادت می دهیم؛ مرگ حق است. دیریا زود به سراغمان خواهد آمد، اما آنچه شرط بلاغ بود ما هم در حدخود گفتیم تا آیندگان قضاوت کنند.
انتهای پیام/





