• امروز : یکشنبه, ۲۲ شهریور , ۱۴۰۵
  • برابر با : Sunday - 13 September - 2026
کل اخبار 2581اخبار امروز : 0
«ماجراي جنگ ۲» از زبان پورمحمدی؛

بحران‌هاي دو سال نخست دولت چهاردهم / بيش از همه، رئيس‌جمهور نگران به شهادت رساندن رهبر شهيد بود

  • کد خبر : 11475
  • 17 شهریور 1405 - 8:29
بحران‌هاي دو سال نخست دولت چهاردهم / بيش از همه، رئيس‌جمهور نگران به شهادت رساندن رهبر شهيد بود
«سيد حميد پورمحمدي»، معاون رئيس‌جمهور و رئيس سازمان برنامه و بودجه كشور و عضو شوراي عالي امنيت ملي گفت: هيچ‌گاه هيچ دولتي اين ميزان بحران را در دو سال نخست دولت چهاردهم به‌صورت هم‌زمان تجربه نكرده است.

به گزارش عَیّوق، «سيدحميد پورمحمدي» در گفت‌وگويي با عنوان «ماجراي جنگ ۲» گفت: در دور اول خروج ترامپ از برجام تجاربي كسب كرديم مبني بر اينكه با آمدن آقاي ترامپ ممكن است وضعيت كشور به سمت نابساماني‌هايي برود.

وي ادامه داد: شايد دو ماه قبل از پايان سال ۱۴۰۳ بود كه چون تصور داشتيم ممكن است با تحريم شديد و مشكلات جدي از سوي آمريكا روبه‌رو شويم، در سازمان برنامه و بودجه برنامه مقابله فعالانه با تحريم‌ها را تدوين كرديم. احتمال جنگ را نمي‌داديم، اما پيش‌بيني مي‌كرديم بدترين تحريم‌ها را وضع كنند و راهي بيابند كه جلوي عبور نفت ما را بگيرند. لذا بررسي كرديم و متوجه شديم اولين مشكل ما مي‌تواند كالاهاي اساسي و دارو باشد.

رئيس سازمان برنامه و بودجه و عضو شوراي عالي امنيت ملي تصريح كرد: در همين رابطه به رئيس‌جمهور گزارشي داديم، ايشان نيز خدمت مقام معظم رهبري گزارش را ارائه دادند. آن زمان صحبت كردند كه ذخاير دارويي و كالاهاي اساسي ما كافي نيست؛ لذا اذن دادند كه ذخاير كالاهاي اساسي و دارو را تقويت كنيم. منابعي از صندوق توسعه ملي در اختيار دولت قرار داده شد. دولت منابع محدودي داشت و ناگزير بوديم از صندوق توسعه ملي رقمي را براي كالاهاي اساسي و رقمي را براي دارو دريافت كنيم.

دورانديشي رهبر شهيد نسبت به سياست‌هاي منطقه‌اي و تأكيد بر تأمين دارو و معيشت مردم

معاون رئيس‌جمهور يادآور شد: در تاريخ ۹ فروردين ۱۴۰۴ به ابتكار شهيد سرلشكر باقري، تعدادي از فرماندهان و تعداد محدودي از دولت از سوي مقام معظم رهبري فراخوانده شدند. مديريت مقام معظم رهبري در اين جلسه براي من بسيار جذاب بود. حتي يك ثانيه وقت هدر نرفت و ايشان بعد از حال و احوال مختصر، شروع به بيان مطالب خود كردند. فرمودند امسال سال حساسي براي ما و منطقه است و بايد خود را براي شرايط ناگوار آماده كنيم. با آمدن آقاي ترامپ سياست‌هاي منطقه‌اي به‌هم مي‌ريزد و ما بايد به فكر كشور خود باشيم و به كسي اتكا نكنيم.

وي افزود: اولين مطلبي كه رهبر شهيد در آن جلسه مطرح كردند، معيشت مردم بود. فرمودند حواستان به دارو و معيشت مردم و اقشار ضعيف باشد. ايشان دولت را مخاطب قرار دادند و من اجازه خواستم و عرض كردم كه خوشبختانه با اذن جناب‌عالي ذخاير دارويي و كالاي اساسي ما در وضع مطلوب است و بسته‌اي را براي شرايط ناگوار از لحاظ اقتصادي هم تهيه كرديم. ايشان اظهار لطف كردند و سرلشكر باقري گفتند خوب است اين بحث را با فرماندهان و امنيت ملي نيز گفت‌وگو كنيم و اگر نكته‌اي است، آنها هم مطرح كنند.

از احترام رهبر شهيد به رئيس‌جمهور تا توصيه آمادگي براي شهادت به مسئولان

رئيس سازمان برنامه و بودجه و عضو شوراي عالي امنيت ملي ادامه داد: در آن جلسه ديدم رهبر شهيد فوق‌العاده به رئيس‌جمهور پزشكيان احترام مي‌گذارند. دست‌كم دو مرتبه ايشان گفتند كه رئيس اين جلسه دكتر پزشكيان است و من به اعتبار اينكه ميزبان هستم جلسه را اداره مي‌كنم. در پايان جلسه نگاهي به چهره اعضا كردند و با تبسمي گفتند اولين اقدام دشمن ترور اين جمع است و شما بايد خود را براي شهادت هم آماده كنيد. براي من اين موضوع عجيب بود.

پورمحمدي تأكيد كرد: شايد سه‌چهارم آن جمع شهيد شدند. در آن جلسه رؤساي قوا، فرماندهان و يك الي دو نفر از دبيران سابق شوراي عالي امنيت ملي، مثل شهيد لاريجاني، شهيد شمخاني و آقاي احمديان حضور داشتند. از دولت نيز به‌جز آقاي رئيس‌جمهور، وزير كشور، آقاي عراقچي، من و وزير اطلاعات حضور داشتند. دو روز بعد، به تدبير شهيد باقري جلسه‌اي در دبيرخانه شوراي عالي امنيت ملي برگزار شد. در آن جلسه عمده فرماندهان بودند و سه تا چهار نفر از دبيران سابق و اسبق امنيت ملي حضور داشتند و تعدادي از كارشناسان و دستگاه‌ها نيز حضور داشتند.

بسته اقتصادي كه رنگ و بوي جنگ گرفت

وي گفت: من آن بسته اقتصادي را در آن جلسه ارائه كردم. دوستان نظراتي داشتند. آن بسته كم‌كم از لحاظ تهديد و تشديد تحريم‌ها، با ملاحظه مقام معظم رهبري شهيد، رنگ و بوي جنگ هم گرفت. با شنيدن اينكه گفته بودند «خود را براي شهادت آماده كنيد»، به ذهنم مي‌رسيد كه گروهي را مي‌فرستند تا در داخل كشور فرماندهان را ترور و شهيد كنند، اما جنگ بزرگ و همه‌جانبه به ذهن من نرسيده بود. تصور من بيشتر خرابكاري و متزلزل كردن امور اجرايي، امنيتي و دفاعي كشور بود. به هر حال اين هشداري بود كه بايد براي آن آماده مي‌شديم.

رئيس سازمان برنامه و بودجه و عضو شوراي عالي امنيت ملي عنوان كرد: برنامه اقتصادي هم به نحوي بود كه مثلاً بر فرض جنگ شود، گاز و برق ما را بزنند، بايد نانوايي‌ها را چه كنيم كه همگي گازسوز هستند؟ يا كسي كه در برج ۳۰ طبقه است، چطور با قطعي برق رفت‌وآمد كند؟ آب با فشار برق بالا مي‌رود، چطور آب را برسانيم؟ اگر بنادر ما دچار مشكل شد، چطور كالا را برسانيم؟ مسائل مختلف مطرح شد. به‌جز بحث ذخاير، براي اينكه دولت در چنين حوادثي بايد چه كند، ارائه‌اي دادم.

پورمحمدي افزود: افرادي نظير شهيد لاريجاني و شهيد باقري و تعدادي از دوستان نظراتي داشتند، از جمله اينكه اين راهكارها را در سه حوزه بلندمدت، كوتاه‌مدت و ميان‌مدت دسته‌بندي كنيد. ما نيز اين كار را كرديم. كم‌كم خود را براي شرايط تقريباً ناگوار آماده مي‌كرديم و بسته مذكور را با اعضاي دولت نيز در ميان گذاشتيم.

انتظار جنگ را نداشتيم، اما ورود به شرايط طوفاني را حس مي‌كرديم

وي در پاسخ به اينكه آيا دولت آرايش جنگي يا پيشاجنگ داشت؟ گفت: از ابتداي سال دائم در بحران بوديم و فضاي نيمه‌جنگي رخ داده بود، ولي ما بعد از جنگ هشت‌ساله تمرين جنگ مهيب و بزرگ و اين‌گونه را نداشتيم. نمي‌توانم بگويم چيزي كه رخ داد در ذهن همه بود، اما حس اينكه به سمت ورود به امواج و درياي طوفاني داريم را داشتيم. براي مثال من وظيفه داشتم به‌شدت روي منابع كشور دقت و صرفه‌جويي جدي كنم و حواسم باشد منابع كشور هدر نرود. حوزه جهاد كشاورزي وظيفه تأمين كالاها را داشت. اينكه بگويم پيش‌بيني مي‌كرديم چند روز ديگر جنگ مي‌شود و سنگر بسازيم، خير؛ اما از ابتداي سال حس ورود به درياي طوفاني را همه داشتند.

ساعات انتشار اخبار شهادت فرماندهان از سياه‌ترين ساعات بود

رئيس سازمان برنامه و بودجه و عضو شوراي عالي امنيت ملي آغاز جنگ ۱۲ روزه از ۲۳ خرداد ۱۴۰۴ را اين‌طور روايت كرد: ساعت نزديك ۳ صبح بود كه خواب بودم. دخترم در زد و بيدارم كرد. دختر ديگرم پيام داده بود كه اسرائيل حمله كرده است. تلويزيون را روشن كردم و ديدم درست است. يكي پس از ديگري اطلاعات مي‌آمد كه فلان فرمانده مجروح شد. يكي از سياه‌ترين ساعاتي بود كه مي‌شنيدم مثلاً سردار سلامي، سردار حاجي‌زاده مجروح شدند. دعا مي‌كردم خدا كند درست نباشد و زنده باشند. بنا را گذاشتم بر اينكه جاي اينها مناسب است و جاي آنها را زدند و خودشان آسيب نديدند و اين اخبار جعلي است.

پورمحمدي اظهار كرد: يك ساعت و نيم صبر كردم، بعد ديدم صبوري جايز نيست. تلويزيون ديدن مشكلي را حل نمي‌كند. نزديك ۷ صبح بود رسيدم سازمان و ديدم معاونان هم آمده‌اند. آنها هم همين حس و حال را داشتند. بعد اخبار شهادت مجروحان مي‌آمد و حال و هواي بغض‌آلودي بود. سعي كرديم خود را احيا كنيم. پنج ساعت اول در فضاي بهت‌آوري بوديم كه مملكت چه مي‌شود، اما بر اين حس فائق آمديم. با هم گفت‌وگو كرديم كه گيرهاي كشور در اين شرايط چيست. يكي از همكاران گفت در حوزه وزارت بهداشت منابع بسيار كم و بدهكاري زيادي دارد و اگر مجروحان آنجا بروند، ممكن است نتوانند شرايط را جمع كنند.

دولت

با شماره ناشناس به رئيس هلال احمر زنگ زدم و ايشان هم تلفن را برداشت

معاون رئيس‌جمهور ادامه داد: يكي بيان كرد ممكن است هلال احمر دچار مشكل شود، يكي از همكاران بيان كرد ۳۰ هزار ميليارد تومان به گندمكاران بدهكار هستيم كه طبقه ضعيفي هستند و اگر جنگ شود تصور مي‌كنند دولت نمي‌تواند تعهدات را ايفا كند. يكي بيان مي‌كرد خوب است ما سبد كالايي به مردم بدهيم تا خود را سر پا نگه دارند. يكي مي‌گفت استان‌ها و ديگري مي‌گفت نيروهاي نظامي را چه كنيم.

من تصور كردم هلال احمر از همه مهم‌تر است؛ در گام اول هلال احمر بالاي سر مجروحان مي‌رسد. با شماره ناشناس به آقاي كوليوند زنگ زدم و ايشان با اينكه شماره را نمي‌شناخت، تلفن را برداشت.

رئيس سازمان برنامه و بودجه و عضو شوراي عالي امنيت ملي افزود: به آقاي كوليوند گفتم نگراني از بحث بودجه نداشته باشد و هر لحظه هر چيزي خواستيد، ما در خدمت هستيم. براي ايشان ابتدا تعجب‌آور بود؛ سازمان برنامه و بودجه پول به كسي نمي‌دهد، اما اكنون مي‌گويد پول مي‌دهم. اين امر برايش روحيه‌بخش بود، اين را در صداي آقاي كوليوند احساس كردم. پشت سرش گفتم بروم وزارت بهداشت، چراكه آنجا مجروحان بعد از اينكه نجات پيدا مي‌كنند، مي‌روند. رفتيم وزارت بهداشت، هرچند ابتدا نمي‌شناختند و راه نمي‌دادند، اما رفتيم داخل و ديدم آقاي ظفرقندي آنجا است.

پورمحمدي ادامه داد: با هم گفت‌وگو كرديم. ايشان از لحظه اول لياقت نشان داد. آقاي ظفرقندي در جنگ هشت‌ساله تمرين بسيار خوبي كرده بود و وقتي آنجا رسيدم ديدم ايشان كاملاً برنامه روشن دارد كه چه بايد بكند و كدام مريض را سريع به اتاق عمل بفرستد. به من گفتند همه همكاران را به‌صورت آنلاين در سمينار سراسري دانشگاه‌هاي علوم پزشكي دعوت كردم و براي اينكه همكاران روحيه بگيرند، خوب است با هم در اين جلسه برويم. رفتيم و من اميد دادم و ايشان هم پروتكل‌هايي را تعريف كرد تا چطور در اسرع وقت مجروحان را درمان كنند. من هم اطمينان دادم هر نوع حمايتي بخواهند، ما در خدمت هستيم.

گفتم زمان حساب و كتاب پول نيست، جان مردم مهم است

وي در پاسخ به اينكه رايگان شدن درمان مجروحان تصميم شما يا وزارت بهداشت بود؟ گفت: اين تصميم را طبيعتاً وزير بهداشت مي‌گيرد، اما نگران بود پول اين امر را چه كند كه من گفتم شما محكم جلو رويد و الان زمان حساب و كتاب پول نيست، بلكه جان مردم مهم است. براي تلطيف فضا نيز گفتم الان خوب است مثنوي بخوانيم و من نيز چند شعر از مولانا درباره صبوري و بردباري خواندم و با هم در طبقه همكف بوديم كه ديديم رئيس‌جمهور با ژاكت آستين‌كوتاه و كلاهي بر سر و با داماد خود با موتور آمده است.

رئيس سازمان برنامه و بودجه و عضو شوراي عالي امنيت ملي عنوان كرد: مشخص بود ايشان به‌شدت نگران مجروحان بود، به‌ويژه آنكه ايشان تجربه اين امر را داشت و به ذهنشان رسيده بود بايد سريع‌تر توجه ويژه به وزارت بهداشت داشت. ايشان هم نگران بود و درباره تأمين مالي وزارت بهداشت به من توصيه مي‌كرد و من به ايشان اطمينان دادم كه هرچقدر وزارت بهداشت بخواهد، ما تأمين مي‌كنيم، چراكه الان زمان چانه‌زني با من نيست. به آقاي ظفرقندي و رؤساي علوم پزشكي اطمينان خاطر دادم كه ما كامل پشت شما هستيم و مهم رسيدگي به مجروحين است.

تشكيل جلسه هيئت دولت در نخستين روز جنگ ۱۲ روزه در پاستور

پورمحمدي بيان كرد: همان روز ۲۳ خرداد دوباره با دفتر رئيس‌جمهور تماس گرفتم و گفتم اگر مطلبي ايشان دارند به من بگوييد. گفتند اگر بياييد خوب است. رفتم ديدم جلسه هيئت دولت در پاستور است. نشستيم، همگي مقداري مضطرب بودند كه چه بايد كنيم. خطرناك بود. تعدادي از افراد، از جمله بنده، گفتيم اين شرط اداره كردن مملكت نيست؛ همگي اينجا جمع شديم، اگر اينجا را بزنند كشور را چه كنيم؟

رئيس‌جمهور گفت اگر جلسه هيئت دولت را ترك كنم، نامردي است

معاون رئيس‌جمهور يادآور شد: اصرار كرديم كه آقاي پزشكيان بروند و آقاي عارف جلسه را مديريت كنند. آقاي پزشكيان گفتند اينكه خيلي نامردي است. هرچه اصرار كرديم فايده نداشت و گفتم من نمي‌روم. تدبيري آقاي عارف كرد و گفت تداوم جلسه دولت در اين شرايط مناسب نيست، چهار كارگروه تشكيل بدهيم و اين كارگروه‌ها اقدامات را جلو ببرند. جمع‌بندي كارگروه‌ها به دولت اعلام شود و به‌مثابه مصوبه دولت است. من رئيس كارگروه اقتصادي، آقاي مؤمني رئيس كارگروه امنيتي، آقاي حضرتي رئيس كارگروه اخبار و اطلاعات و وزير صنعت، معدن و تجارت رئيس كارگروه زيربنايي و زيرساختي شدند.

احساس ترس نمي‌كرديم

رئيس سازمان برنامه و بودجه و عضو شوراي عالي امنيت ملي در پاسخ به اينكه آيا هيئت دولت ترسيده بودند؟ گفت: خير، احساس ترس نمي‌كرديم، ولي هر كسي هيجان داشت چيزي را بيان كند. براي اينكه به هم روحيه دهيم، به‌موقع خروج از جلسه رجز خواندم كه «چو فردا برآيند بلند آفتاب، من و گرز و ميدان و افراسياب». از اين شوخي‌ها با هم مي‌كرديم تا روحيه داشته باشيم. آن كار درست نبود، اينكه جلسات دولت ۲۳ خرداد و فردايش يعني ۲۴ خرداد تشكيل شد. تجربه امروز را نداشتيم، تصور جنگ تمام‌عيار بدون رحم به كسي را نداشتيم.

پورمحمدي اظهار كرد: برگشتيم سازمان و بايد نخست كارهاي كوتاه‌مدت و سپس كارهاي بسته تدوين‌شده را راه مي‌انداختيم. در همان روز گفتيم ۳۰ هزار ميليارد تومان گندم را تا فردا تسويه كنند. يك سبد كالايي براي حدود هفت دهك جامعه آماده كرديم كه ۳۰ هزار ميليارد تومان هم آن پول مي‌خواست. تن‌خواهي به استان‌ها داديم تا سر پا بايستند، رقمي را براي وزارت بهداشت جمع كرديم. خبر دادند بچه‌هاي سپاه و ستاد كل مي‌خواهند با من جلسه بگذارند. بسته‌اي كه مي‌خواستم ارائه دهم را شب قبل از جلسه هيئت دولت تبديل به مصوبه هيئت وزيران كردم. يعني از توصيف تبديل به مجموعه مقررات كرديم و فرداي آن روز كه به هيئت دولت رفتيم، هيئت وزيران آن را تصويب كرد. آنجا مطرح كردم كه گندم را پرداخت مي‌كنيم، سبد كالا مي‌دهيم، حقوق را بايد آماده و يارانه را پرداخت كنيم.

جلسه با نظاميان براي تأمين مالي مورد نياز

وي در پاسخ به سؤالي درباره جلسه با نظاميان، گفت: يكي آقاي فدوي از طرف سپاه آمد سازمان و با هم گفت‌وگو كرديم. آقاي فدوي با ما لرها، به‌ويژه بختياري‌ها، روابط زيادي در زمان جنگ داشت و شوخي مي‌كرد؛ هم‌طايفه‌اي‌هاي ما با برنو چه مي‌كنند؟ تا آمد ابتدا شوخي كرد و گفت مي‌داني آقاي سليماني دارد چه كار مي‌كند؟ شهيد سليماني هم‌ولايتي ما و فرمانده بسيج بود. گفت اين بشر يك ذره نمي‌ارزد. از جايش تكان نخورده است. اظهار محبت كرد و گفت اين مشكلات را داريم و من اطمينان دادم شما برويد و من اين مسائل را حل مي‌كنم.

رئيس سازمان برنامه و بودجه و عضو شوراي عالي امنيت ملي توضيح داد: پول مي‌خواستند، چون در آن شرايط تنخواه‌گرداني مي‌خواستند كه فردا صبح آنچه نياز بود را انجام داديم. به دوستان ستاد كل هم گفتيم به سازمان نيايند، چون عبور و مرور فرماندهان مشكل بود. با هم بيرون وعده گذاشتيم. شهيد اسحاقي و آقاي سليماني معاون طرح و برنامه بودند. آقاي سليماني هر وقت پولش كم مي‌شد مي‌گفت بياييد مهمان ما، دل‌نوشته يا قهوه مي‌داد. به او به شوخي مي‌گفتم اين چقدر درمي‌آيد؟ مي‌گفت ناهار بمانيد. به شوخي مي‌گفتم وقتي پول اين قهوه اين‌قدر مي‌شود، من مطلقاً از تو غذا نمي‌خورم.

پورمحمدي افزود: با هم صحبت كرديم. ايشان هم نگراني‌هايي داشت و به ايشان اطمينان دادم كه مشكلي نيست. شهيد اسحاقي نعمت و اعجوبه در فهم مسائل اقتصادي و تدبير برنامه‌ريزي بود. ايشان از سال ۹۲ به بعد مسئول بودجه ستاد كل بود و با ما آمد و شد داشت. صحبت كرديم و چاي خورديم. در روزهاي اول نيروهاي مسلح، استان‌ها، هلال احمر، گندم و دارو را راه انداختيم. گام‌هاي اول را در دو الي سه روز اول انجام داديم. روز سوم بود كه بسته‌اي كه ۹ فروردين طراحي كرديم و ۱۰ صفحه و حدود ۷۰ مصوبه دولت بود، دولت ابلاغ كرد و وظيفه همه دستگاه‌ها مشخص بود.

در جنگ دولتمردان آبرو كف دست گذاشتند

وي در پاسخ به اينكه گويي دولت در جمع بهتر از زمان غيرجنگ كار مي‌كند، چرا همين كارها را در جنگ نمي‌كند؟ تصريح كرد: از دو الي سه ماه قبل از عيد مثل اسپند روي آتش بالا مي‌پريديم كه چه كنيم؟ بايد پول براي روز مبادا ذخيره مي‌كردم تا جنگ شود، چه كنيم؟ اينها را كسي نمي‌بيند. ديده نمي‌شود. از سوي ديگر بايد بپذيريم وقتي دشمن مشترك در كشور داريم، كسي به بروكراسي توجه ندارد و مي‌گويد به كسي كه جانش در آسيب است برسيد و ساختار بروكراسي را بشكنيد.

رئيس سازمان برنامه و بودجه و عضو شوراي عالي امنيت ملي توضيح داد: روز اول جنگ ۱۲ روزه مصرف بنزين ما از ۱۱۰ الي ۱۱۵ ميليون ليتر به ۲۰۰ ميليون ليتر رسيد كه عجيب و غريب بود. لذا در اين شرايط همه با هم ورود مي‌كنند و مثل رزمنده‌اي كه جان در كف دست مي‌گذارد، يك فرد دولتي آبرو و مقررات را پاي كار مي‌آورد. دشمنان تصور كردند ما در دوره جنگ هم مثل دوره قبل جنگ هستيم و گفتند «يك هُل بدهيم تمام است». بعد ديدند چقدر همه منسجم هستيم؛ از دولتي گرفته تا نظامي.

پورمحمدي در پاسخ به اينكه شما در جلسه روز دوشنبه شوراي عالي امنيت ملي كه بمباران شد حضور داشتيد؟ بيان كرد: خير. در آن شرايط آقاي احمديان تدبير كرده بود و گفت اگر همه را با هم يك‌جا جمع كنيم، آسيب زياد مي‌شود. اگر موضوعي مرتبط با يك تيم است، آن تيم بايد حضور داشته باشند. لذا بيش از نيمي از اعضا دعوت نبودند. مثلاً وزير دفاع، من، رئيس صدا و سيما و وزير اطلاعات كه موضوع آن روز به آنها ارتباطي نداشت، حضور نداشتند.

به معاونم گفته بودند «رئيست و رئيسش شهيد شدند»!

وي افزود: من فقط در دفتر خود نشسته بودم و ديدم معاون من با كسي پچ‌پچ مي‌كند. گفتم چه شده؟ گفت كسي به من زنگ زده و گفته است كه رئيست، يعني من، و رئيسِ رئيست، يعني آقاي رئيس‌جمهور، شهيد شدند. گفتم من كه بغل شما نشسته‌ام. گفت نه، خبر موثق است. احساس كردم بايد خبري شده باشد. پرس‌وجو كرديم. آن روز حادثه مهيبي بود. اسرائيل گفته بود شگفتانه دارم. آنچه از اعضا شنيدم، آن روز يكي از جلوه‌هاي رشادت مسئولان عالي نظام بود.

از خواندن شعرهاي تكاوري توسط شهيد موسوي تا مجروحيت رئيس‌جمهور و وزير كشور در حمله به جلسه شعام

رئيس سازمان برنامه و بودجه و عضو شوراي عالي امنيت ملي گفت: چند روايت شنيدم. سرلشكر موسوي تعريف مي‌كرد كه تاريكي سنگيني بود كه هيچ‌كس هيچ‌كسي را نمي‌ديد. گرد و خاكي برخاسته بود و حتي نمي‌شد نفس كشيد. ايشان مي‌گفت من براي روحيه دادن شعرهاي زمان تكاوري را خواندم. درباره اينكه چه كسي را زودتر بايد نجات دهند؛ همه مي‌گفتند بايد نفر آخر برويم. اول رئيس‌جمهور را عبور دادند، ايشان هم حسابي در سنگلاخ‌ها مجروح شده بودند. ريه آقاي مؤمني آسيب ديده بود و چند روز در بيمارستان بستري شدند.

پورمحمدي عنوان كرد: به هر صورت گويا محافظان مي‌گفتند سوراخ كوچكي ديده بودند و آقاي پزشكيان طبق تجربه پزشكي خود گفته بودند فقط اكسيژن باشد، نگران بقيه نباشيد. از آن سوراخ عبور كردند و پس از اينكه مسدود شد، دشمن فكر كرد اينها از در ديگر خارج مي‌شوند كه آن در را هم دشمن زد، اما نهايتاً نجات پيدا كردند. جالب بود همگي با روحيه و شادابي بودند و فقط به اين توجه مي‌شد كه مصلحت كشور است كه چه كسي زودتر عبور كند.

دولت

تا روز دوازدهم جنگ ۱۲ روزه تصويري از آتش‌بس نداشتيم

وي در پاسخ به اينكه از چه زماني زمزمه آتش‌بس شروع شد؟ آتش‌بس خواست دولت يا نيروهاي مسلح بود؟ تصريح كرد: روز دوازدهم اوج حملات دشمن بود و هيچ تصوري از آتش‌بس نداشتيم. آنجا شنيدم آقاي ويتكاف پيامكي براي آقاي عراقچي فرستاد كه ما آماده آتش‌بس هستيم. قرار بود تا چهار ساعت بعد حملات متوقف شود.

رئيس سازمان برنامه و بودجه و عضو شوراي عالي امنيت ملي در پاسخ به اينكه آيا جلسه شوراي عالي امنيت ملي تشكيل شد و اين تصميم آتش‌بس در جلسه شعام گرفته شد؟ گفت: خير، در دوره جنگ جلسه شوراي عالي امنيت ملي در خصوص موضوعات فوري كه نياز به سران و فرماندهان داشت، به‌صورت موردي تشكيل مي‌شد. بعد از آن جلسه شعام كه دشمن آن را مورد هدف قرار داد، باز هم جلسات شعام تشكيل شد، اما به‌صورت حداقلي و براي موضوعاتي كه نياز بود تشكيل شد.

موافق آتش‌بس بودم

معاون رئيس‌جمهور در پاسخ به اينكه آيا در جلسات شوراي عالي امنيت ملي شما موافق آتش‌بس بوديد؟ تأكيد كرد: بله، جنگ هيچ‌گاه خوب نيست. جنگ در فرهنگ و دين ما خوب نيست و جنگ آخرالدواء است. ما كه جنگ را شروع نكرديم، كسي دنبال جنگ نبود، اما وقتي جنگ شروع شد بايد همگي منسجم مي‌ايستاديم. بحث حيثيت مملكت بود و باري كه براي ابد براي تاريخ مي‌ماند. ايران هيچ‌گاه دنبال جنگ نبود، اما وقتي جنگ به ايران تحميل شود، از دولت گرفته تا نظاميان و مردم منسجم مي‌شوند.

وي در پاسخ به اينكه از جنگ ۱۲ روزه تا ۴۰ روزه چه تمهيداتي چيديد؟ توضيح داد: ما در اين فاصله تصور جنگ مجدد را داشتيم. جنگ ۱۲ روزه براي دولتيان و نظاميان حجم وسيعي تجربه به ارمغان آورد. سه الي چهار روز بعد از آن شروع به تنظيم برنامه شرايط اضطرار كرديم. از همان روز جلسات مختلف در سازمان برنامه و سپس در دولت به رياست معاون اول برگزار مي‌شد. دو بسته، يكي درباره اختيارات دولت و ديگري حدود اختيارات فراتر از دولت، شوراي عالي امنيت ملي آماده كرديم تا اگر چنين شرايطي پيش آمد، چه كار كنيم. در عين حال بايد از لحاظ مالي هم خود را آماده مي‌كرديم.

نمي‌دانم حادثه بندر شهيد رجايي كار اسرائيل بود يا نه

رئيس سازمان برنامه و بودجه و عضو شوراي عالي امنيت ملي افزود: براي اينكه بگويم دولت چه كرد بايد به اول سال برگردم و همان شرايط بود كه دشمن طمع كرد اين درخت پوك شده و اگر فوت كند مي‌افتد. در ابتداي سال بود كه با حادثه بندر شهيد رجايي روبه‌رو شديم. دولت خيلي روي آن متمركز شد، مردم آسيب ديده بودند.

پورمحمدي در پاسخ به اينكه آيا حادثه بندر شهيد رجايي كار اسرائيل بود؟ گفت: نمي‌دانم. برخي مي‌گفتند زده‌اند و نمي‌خواهند بيان كنند. برخي مي‌گفتند سهل‌انگاري ديگران بود. هر كسي يك حرفي مي‌زد. بالاخره آنچه الان از زاويه من است اين است كه علل مهم نيست و اينكه چطور بارش را بر دوش بكشيم مهم است. كار سختي بود، اما هنوز از آن عبور نكرده بوديم كه ترامپ كار خود را شروع كرد. پنج قانون را با هم وضع كرد به نام Ship Act كه به تمام حمل‌ونقل دريايي و بحث نفت ما و… مربوط مي‌شد و بسته‌اي را براي وضع سخت‌ترين تحريم‌ها عليه ايران ابلاغ كرد.

وي ادامه داد: بايد راهي پيدا مي‌كرديم كه چطور كشتي‌هايمان عبور كنند. سخت‌ترين تحريم‌ها عليه كشتي‌ها اعمال شد. محاصره نبود، اما هر كشتي را حتي روي موتور مي‌توانستند پيدا كنند و هر كسي از آن نفت مي‌خريد، شديدترين مجازات را مي‌كردند و بعضاً مصادره مي‌كردند. به جايي رسيد كه در جلسه سران برديم كه بايد راهكاري براي سازوكار انتقال نفت خود پيدا كنيم. لذا آن قوانين فشار آورد. ۲۳ خرداد هم اين جنگ شكل گرفت.

رئيس سازمان برنامه و بودجه و عضو شوراي عالي امنيت ملي بيان كرد: بررسي كرديم ديديم يكي از سخت‌ترين سال‌هاي خشكسالي در ۶۰ سال اخير را داشته‌ايم. در برخي شرايط ميزان بارندگي به حدي بود كه مكرر بيان مي‌شد شهر تهران يا فلان‌جا بايد تخليه شود. بايد آب را سريع به مردم مي‌رسانديم. يكي از بزرگ‌ترين پروژه‌ها كه شهيد سلامي در آن نقش ايفا كرد، انتقال آب شبانه‌روزي از طالقان به سمت تهران بود. بايد بسياري از علوفه دام روي مرتع را وارد مي‌كرديم و نياز به منابع ارزي داشتيم. تا ۷۱ دلار تا قبل از آمدن ترامپ قيمت نفت بود، اما قيمت نفت ما روي حدود ۵۰ و بعد ۴۸ دلار رفت و درآمد نفتي به‌شدت كاهش يافت. ناگهان سپاه پاسداران را تروريستي اعلام كردند. رفتند جلوتر گفتند اسنپ‌بك مي‌شود و تمام تحريم‌هاي سازمان ملل برمي‌گردد.

به رئيس‌جمهور گفتم شعر «بلا» از انوري گويي براي دولت شماست

معاون رئيس‌جمهور با بيان اينكه در آن شرايط واردات ما در مواد غذايي افزايش يافت و قيمت نفت كاهش يافت، يادآور شد: دولت به مقدار كافي ارز نداشت تا بتواند كالاي اساسي و دارو را فراهم كند و نگران بود اگر جنگ ديگر رخ دهد چطور كشور را مديريت كند. بسيار بحث شد و رسيديم به اين دوگانه كه آيا كالا بايد باشد يا قيمت ارز بايد باشد؟ لذا اصلاحات قيمت ارزي شكل گرفت. جلوتر رفتيم، اعتراضات خياباني و بعد اغتشاشات خياباني شكل گرفت. رفتيم جلوتر، جنگ رمضان شكل گرفت.

رئيس سازمان برنامه و بودجه و عضو شوراي عالي امنيت ملي افزود: يك روز به آقاي پزشكيان گفتم انوري شعري دارد كه من فكر مي‌كنم درباره دولت شما گفته است. گفت چه گفته است؟ گفتم: «هر بلايي كز آسمان آيد، گرچه بر ديگري قضا باشد، بر زمين نارسيده مي‌گويد، خانهٔ انوري كجا باشد؟» انگار هر بلايي از آسمان مي‌آيد، مي‌گويد اين دولت كجاست كه من به سراغش بروم.

هيچ‌گاه هيچ دولتي اين ميزان بحران در دو سال نخست دولت چهاردهم را تجربه نكرده است

وي در پاسخ به اينكه اين مواردي كه مطرح مي‌كنيد در تمام دولت‌ها بوده است، اظهار كرد: هيچ‌گاه اين‌گونه نبوده است؛ يك مورد بياوريد كه اين ميزان بحران با هم بوده باشد. هيچ‌گاه نبوده است كه در اوج تحريم‌ها، دو جنگ و بدترين خشكسالي داشته باشيد و منابع شما به حداقل رسيده باشد و نتواني بيان كني. هيچ‌گاه در هيچ دولتي و حتي در جنگ هشت‌ساله هم اين نبوده است.

پورمحمدي در پاسخ به اينكه اينها توجيه است و زمينه‌ساز بحران‌هاي ۱۸ دي مباحث اقتصادي بود، تأكيد كرد: تعجب مي‌كنم با اينكه من توضيح مي‌دهم كه در چه طوفان‌هايي در حال عبور بوديم، اصلاً به من نگاه نمي‌كنيد و دست دشمن را در اين شرايط نمي‌بينيد. فكر مي‌كنيد دولت بد پارو زد و از اين طوفان‌ها خارج نشد. شما وقتي نفت را نمي‌توانيد بفروشيد، منابع ارزي نداريد، به‌شدت نياز به دارو داريد و ارز نداريد، براي كالاي اساسي ارز نداريد، براي پشتيباني نيروهاي مسلح منابع كافي نداريد؛ به يك دوگانه مي‌رسيد.

رئيس سازمان برنامه و بودجه و عضو شوراي عالي امنيت ملي افزود: دوگانه اينكه آيا كالا ولو با قيمت گران‌تر باشد يا كالا نباشد و دارو نباشد. دولت توانست تصميم بگيرد. مگر ترامپ اعلام نكرد ما گروهك‌ها را تجهيز كرديم و به آنها سلاح داديم تا در ايران كودتا كنند؟ مگر نه اينكه بعدها اعلام كردند مي‌خواستيم ايران را تجزيه كنيم؟ مگر نه اينكه رهبر شهيد اعلام كردند اين يك شبه‌كودتا بود؟ آيا دولت عليه خود كودتا مي‌كند؟ آيا دولت در مقابل مردم اسلحه در دست مي‌گيرد؟

وي افزود: تا حدود شش الي هفت روز بعد، در جلسه شوراي عالي امنيت ملي، آقاي رادان گزارش داد و گفت ما تاكنون يك تير شليك نكرديم. ما حتي دست همكاران اسلحه نداديم و فقط ابزارهاي اوليه داديم تا مبادا يك تير شليك شود. شما دست دشمن را ببينيد كه دنبال چه مي‌گردد؟

اگر اصلاحات ارزي انجام نمي‌شد، در جنگ ۴۰ روزه نه كالاي اساسي و نه دارو داشتيم

معاون رئيس‌جمهور در پاسخ به اينكه مسيري طي شد و تصميمي در خصوص ارز گرفته شد كه كشور آماده آن نبود، گفت: اگر اين تصميم را نمي‌گرفتيم، وقتي مي‌رسيديم به جنگ ۴۰ روزه، شما نه كالاي اساسي و نه دارو داشتيد، چراكه ارزي وجود نداشت. براي كالاي اساسي و دارو ارز ۲۸ هزار توماني مي‌داديم. در سال‌هاي قبل تا ۱۸,۵ ميليارد دلار اين را پرداخت مي‌كرديم، اما سال قبل كل آنچه داشتيم حدود ۹ ميليارد دلار شد. يا بايد مي‌گفتيم فقط ۹ ميليارد دلار كالاي اساسي و دارو وارد كنيم يا مي‌گفتيم ارز فولاد و پتروشيمي كه صادر مي‌كنيم را هم همين تصميم را بگيريم. مهم غذا و داروي مردم است.

رئيس سازمان برنامه و بودجه و عضو شوراي عالي امنيت ملي گفت: شما نمي‌توانيد به ارز بخش خصوصي مي‌گفتيد ۲۸ هزار توماني حساب كنيد. هيچ راهي نبود. دولت گفت من مابه‌التفاوت را به مردم مي‌دهم، چون وفور كالا برايم مهم است. اين‌گونه اگر جنگي رخ مي‌داد و دارو و كالاي اساسي نداشته باشيم، كسي سر پا نمي‌ماند. لذا اين يكي از مهم‌ترين و شجاعانه‌ترين تصميماتي بود كه دولت گرفت. از سوي ديگر دشمن دنبال زماني مي‌گشت كه كجا نيش خود را كارگر بزند. اگر دولت مسامحه مي‌كرد، آسيب‌هاي بزرگ مي‌ديديم.

اگر دست بيگانه است، بايد بررسي كنيم چطور منفذهايي داشتيم

رئيس سازمان برنامه و بودجه و عضو شوراي عالي امنيت ملي گفت: از سوي ديگر، جداولي درست كرديم و هر روز همكاران سازمان برنامه در سراسر كشور، ۲۷ قلم كالا يا خدمات دولتي را كه مردم به آن نياز داشتند، بررسي مي‌كردند تا مشخص شود در كجا كمبود وجود دارد. غروب هر روز موظف بودند اين جدول را به دفتر من ارسال كنند. متوجه مي‌شديم در كدام استان چه كالايي كم است. از سوي ديگر، نگران بوديم مبادا در شهرستان‌ها كمبودي وجود داشته باشد، چراكه همكاران ما آمار مركز استان را ارائه مي‌دهند. لذا با گروه‌هاي جهادي صحبت كرديم و از شهرستان‌ها گزارش‌هايي درباره اقلام و نيازهاي مردم گرفتيم. از سوي ديگر، نظارت ميداني هم داشتيم.

در شب عيد از ۱۵ استان بازديد سرزده داشتم

معاون رئيس‌جمهور با اشاره به پرداخت ۱۰ روز زودتر يارانه و حقوق در شب عيد، گفت: در شب عيد با رئيس‌جمهور صحبت كردم كه سركشي استاني داشته باشم. ايشان قبول كردند. شب عيد به سمت مازندران حركت كردم، شب تا فردا ظهر آنجا بودم و عصر به ديدار استاندار گلستان رفتم و سپس به سمت خراسان شمالي، خراسان رضوي و بعد البرز حركت كردم. در هفت روز به ۱۵ استان رفتم. به استاندار خبر نمي‌دادم و وقتي به استان مي‌رسيدم، مي‌گفتم تا ببينم اصلاً چه خبر است. دومين كاري كه مي‌كردم اين بود كه با استاندار مي‌نشستيم و نگراني‌ها را حل مي‌كرديم.

پورمحمدي ادامه داد: براي روحيه دادن مي‌گفتم پروژه‌هاي مهم امسال استان شما چيست؟ پروژه‌ها را يكي‌يكي با استاندار بررسي و توافق مي‌كرديم كه چه اولويت‌هايي دارد. برايشان جاي تعجب داشت كه وسط جنگ درباره پروژه‌هاي عمراني صحبت مي‌كنيم. در برخي جاها لازم بود تظاهر كنيم كه «هستيم» و با هم مي‌رفتيم. مثلاً آب براي استان گلستان و خراسان شمالي مهم بود. من و استاندار زير بمباران پاي پروژه رفتيم و گفتيم مشاوران بيايند و تأكيد كرديم اين پروژه بايد تا فلان موعد انجام شود. در كردستان نيز پروژه‌ها را با استاندار بررسي كرديم. در مرز شمال غربي بايد بر روي راه‌هايمان با تركيه، مرز تمرچين و جلفا و حتي از آن سمت زنگزور دقت مي‌كرديم.

رئيس سازمان برنامه و بودجه و عضو شوراي عالي امنيت ملي توضيح داد: هم برنامه سال را با استانداران بستم، هم روحيه مي‌دادم و هم با همكاران سازمان برنامه و بودجه ديدار داشتم. اين موضوع خيلي پربركت بود. برايم جالب بود كه استانداران با رشادت در ميدان بودند.

وي در پاسخ به اينكه «كسي از تيم شما ترك پست نكرد؟»، گفت: هر روز با استانداران و رؤساي سازمان برنامه تماس تلفني داشتم. يكي از استانداران گفت همكار شما روز ششم جنگ است كه نيست. گفتم اگر ايشان تا يك ساعت ديگر پيدايش نشد، حكم عزل او را بزنيد. برگشتم به سازمان و گفتم عزل شد؟ گفتند استاندار تماس گرفته است و مي‌گويد اين فرد در زمان جنگ با هواپيما به تهران رفته بود و نمي‌تواند پرواز كند، يكي‌يكي در حال برگشت به استان‌هاست و ماشين هم گيرش نمي‌آيد و با يك تاكسي در حال آمدن است. استاندار شفيع او شد و او را برگرداند.

معاون رئيس‌جمهور در عين حال تأكيد كرد: با اين حال، همكاران من و تمامي استانداران با روحيه پاي كار بودند. استانداران صبح كارها را انجام مي‌دادند و شب در ميدان‌ها يا سخنران بودند يا در تجمع شركت داشتند. با شجاعت و ابتكار و با توجه به تفويض اختيار رئيس‌جمهور، كار را جلو مي‌بردند. از رشادت آقاي دكتر ظفرقندي مثال زدم؛ سركار خانم صادق نيز چنان حمل‌ونقل را در كشور راه انداخت كه هر كالايي مي‌خواستيم، موجود بود و پشتيباني مي‌شد. در وزارت نفت، اگر شما داستان زدن پالايشگاه‌ها و مخازن جنوب را بشنويد، مي‌بينيد چه رشادتي داشتند. در چند روز حدود ۵۴ مصوبه كه يا دولتي بود يا مربوط به شوراي عالي امنيت ملي، در كارگروه اقتصادي براي حمايت از پالايش و پخش و نيرو مصوب كردم.

رئيس سازمان برنامه و بودجه و عضو شوراي عالي امنيت ملي با بيان اينكه ۲ هزار نقطه برق كشور در جنگ ۴۰ روزه مورد حمله قرار گرفت، خاطرنشان كرد: با اين حال، آقاي علي‌آبادي پاي كار بودند. آقاي اتابك از روز اول تا آخر جنگ دفترش را ترك نكرد. من هم مثل بقيه پاي قضيه ايستادم. در جنگ ۴۰ روزه من فقط يك بار خانواده‌ام را ديدم. كاملاً اينجا بودم و اطراف سازمان مي‌خوابيدم. تمام معاونان و مديران با رشادت اقدام كردند. رشادت كاركنان سازمان برنامه و بودجه را بايد در زمان جنگ مي‌ديديد و من و معاونان از فرصت تعطيلي نيز براي بازديد از استان‌ها استفاده كرديم.

وي در پاسخ به اينكه آيا پيش‌بيني جنگ ۴۰ روزه در جلسات شوراي عالي امنيت ملي مي‌شد؟ گفت: بله، اين‌طور نبود كه پيش‌بيني شود ۲۳ خرداد ساعت ۹ صبح جنگ مي‌شود، اما اينكه اين ميزان تجهيزات را دشمن اينجا آورده و گردن‌كشي مي‌كند و حجم نيرو را هم‌زمان با مذاكرات بالا مي‌برد، پيش‌بيني مي‌شد.

دشمنان تصور مي‌كردند آن‌قدر اين درخت را موريانه خورده و پوك شده است كه اكنون فقط كافي است هيمنه من باشد و باد هيمنه من اين درخت را بيندازد و ما كشوري مثل ونزوئلا مي‌شويم يا با حمله نظامي كوچكي اين موضوع تمام مي‌شود.

به شهادت رساندن رهبر شهيد در جلسات شوراي عالي امنيت ملي پيش‌بيني مي‌شد

پورمحمدي بيان كرد: در بين فرماندهان، وقتي اين موضوعات مطرح مي‌شد، حمله دشمن نيز پيش‌بيني مي‌شد. شهادت مقام معظم رهبري و اينكه با اتكا به جنگ ۱۲ روزه چطور بايد عمل كنيم، پيش‌بيني مي‌شد.

رئيس سازمان برنامه و بودجه و عضو شوراي عالي امنيت ملي در پاسخ به اينكه «يعني شهادت رهبر شهيد در جلسات شوراي عالي امنيت ملي پيش‌بيني مي‌شد؟» گفت: بله، خيلي هم درباره اين امر بحث شد و هم سردار عبداللهي و هم شهيد پاكپور مي‌گفتند كه اين نگراني را داريم. من چند روز بعد از اين جلسه، براي موضوع ديگري خدمت رهبري جديد رسيدم. به ايشان گفتم چنين مبحثي در جلسه شعام مطرح شده است و از ايشان خواهش كردم و گفتم شما فرزند آقا هستيد و به لحاظ عاطفي مي‌توانيد ايشان را قانع كنيد؛ چون اگر خداي نكرده ايشان آسيب ببينند، كشور به هم مي‌ريزد و نمي‌توانيم جمع كنيم. كشور به ايشان اتكا دارد. آقا مجتبي با شجاعت به شانه من زد و گفت اصلاً نگران نباشيد. گفتم من نگرانم. گفت اصلاً هيچ نگران نباشيد.

بيش از همه، رئيس‌جمهور نگران به شهادت رساندن رهبر شهيد بود

معاون رئيس‌جمهور ادامه داد: همه نگران به شهادت رساندن رهبر شهيد بودند و بيش از همه رئيس‌جمهور نگران بود. در جنگ، قدرت مديريت و پيش‌بيني‌هاي شهيد پاكپور برايم خيلي جذاب بود. ايشان پيش‌بيني مي‌كرد با اتكا به جنگ ۱۲ روزه، ما درس‌هايي گرفتيم كه بايد از آن استفاده كنيم. مثلاً من وقتي جنگ ۱۲ روزه شد، فكر مي‌كردم سه ساعت بعد يا تا شب ما حتماً حمله‌اي مي‌كنيم، اما انجام نشد و من واقعاً آن موقع دلم فروريخت و ترسيدم نكند توان خود را از دست داده‌ايم. بعد مقام معظم رهبري شهيد حكم دادند. تنها جايي كه دلهره سنگين داشتم اين بود كه چرا ما كاري نمي‌كنيم؟

دستور شهيد پاكپور به نيروهاي خود براي انجام عمليات پس از شهادتش

پورمحمدي تصريح كرد: اين دفعه شهيد پاكپور گفت من تدبير كردم؛ احتمالاً من شهيد مي‌شوم و به نفر بعدي خودم گفته‌ام اگر حمله‌اي كردند، ۲۰ دقيقه بعدش، اگر من به تو فرمان ندادم، تو مي‌تواني حمله كني. به نفر بعد از او نيز گفتم اگر ۲۰ دقيقه بعد از اينكه نفر دوم خبري نداد و ۴۰ دقيقه شد، تو مي‌تواني حمله كني. لذا گفت من اگر شهيد شدم، شما هيچ نگراني نداشته باشيد؛ ۴۰ دقيقه بعد ما عمليات مي‌كنيم و همين هم شد.

رئيس سازمان برنامه و بودجه و عضو شوراي عالي امنيت ملي در پاسخ به اينكه «بستن تنگه هرمز و زدن پايگاه‌هاي آمريكايي تدبير كيست؟» عنوان كرد: تدبير شهيد پاكپور است. شهيد پاكپور انسان نابغه‌اي در جنگ بود. دوران فرماندهي او كوتاه بود. آخرين جلسه ما ۱۰ روز قبل از جنگ بود.

دشمنان تصور مي‌كردند آن‌قدر اين درخت را موريانه خورده و پوك شده است…

رئيس سازمان برنامه و بودجه و عضو شوراي عالي امنيت ملي در پاسخ به اينكه «شما آقا مجتبي را خيلي مي‌شناسيد؟»، گفت: خير، روي چند موضوع، به تعبير ايشان، بحث طلبگي يا همان بحث كارشناسي داشتيم. خدمت ايشان مي‌رسيدم و خيلي آزادانه، محكم و انتقادي گفت‌وگو داشتيم. فوق‌العاده ايشان را انسان مؤدبي ديدم و آنچه در ذهن من خيلي نشست، احترام شديدي بود كه ايشان براي مقام معظم رهبري شهيد قائل بودند. انسان غبطه مي‌خورد كه كسي به اين ميزان نسبت به پدر خود متعبد و محترمانه نگرش داشته باشد. برايم جذاب بود. اين گفت‌وگوها اتفاقي هم شكل گرفت و مباحث كارشناسي در حوزه اقتصادي بود.

پورمحمدي در پاسخ به اينكه «از شهادت رهبر شهيد كي مطلع شديد؟»، بيان كرد: وقتي در شبكه‌ها خواندم، در ذهنم گفتم اشتباه كرده‌اند. شعام آن زمان دور هم نبودند. همه مي‌گفتند رهبري در آن جلسه نبوده است. در مكتب شيعه، كشته شدن مرگ نيست. رهبري آرماني داشت و پاي آن آرمان ايستاد و تا آخرين لحظه مبارزه كرد. در مكتب شيعه اين معنا دارد كه يك رهبر و مرجع روي ايده و آرمان خود، هر چه كه هست، بايستد و جان خود و خانواده‌اش را بدهد. به‌خصوص آقا مجتبي گفتند نگران نباشيد؛ من تصور نمي‌كردم رهبر شهيد شوند.

حالات روحي خودم را در جنگ به‌صورت روزانه مي‌نوشتم

معاون رئيس‌جمهور در پاسخ به اينكه «آيا نترسيديد در ابتداي جنگ ۴۰ روزه كه يك دور ديگر فرماندهان را زده باشند؟»، ادامه داد: همه ما انسان هستيم؛ ترس داريم، شجاعت داريم. من در دوره جنگ وضعيت روحي خودم را روزانه مي‌نوشتم و احساس ترسي نكردم، ولي بيش از استحقاق، آنچه در دنيا بايد انجام مي‌داديم را انجام داديم. دو، سه جا بسيار غصه‌ام شد كه اشك امانم نمي‌داد. يك شب، سكوت و تاريكي تهران عجيب بود و يك جا در مسير سر زدن به استان‌ها، برگ‌هاي سرخ لاله‌ها را ديدم و يادم آمد چه ميزان انسان‌هاي بزرگ را از ابتداي سال از دست داديم؛ كساني كه ۵۰ سال تجربه در رزم، علم و اجرا داشتند.

رئيس سازمان برنامه و بودجه و عضو شوراي عالي امنيت ملي افزود: اين لاله‌ها را كه ديدم، شعري ناخواسته از ذهنم عبور كرد: «به زير لاله كدامين شهيد مدفون است / كه از لحد برون فتاده گوشه كفنش». ذهنم را به‌هم ريخت و اشك مي‌ريختم. واقعاً نترسيدم، ولي من هم خانواده دارم؛ مادرم كهن‌سال و بيمار است. سه خواهر، دو دختر و همسر هر لحظه نگران من بودند. يك پسر هم دارم كه در جنگ ۱۲ روزه يك لحظه از من جدا نشد و سعي كرد جبران كند.

پورمحمدي در پاسخ به اينكه «۹ اسفند و آغاز جنگ ۴۰ روزه كجا بوديد؟»، گفت: هر هفته ساعت ۷ صبح شوراي هيئت‌رئيسه سازمان و معاونان را داريم. ديدم رئيس حراست ما ناآرام است. گفت «زدند». گفتم بگذار جلسه را با آرامش تمام كنيم كه ساعت ۱۰ با رئيس‌جمهور جلسه داريم. صدا را شنيديم، ولي خيلي جدي نگرفتيم؛ چون اگر فردي كه در رأس است مضطرب شود، همه به‌هم مي‌ريزند.

وي با بيان اينكه شروع به زنگ زدن به دستگاه‌ها و اعتمادبه‌نفس دادن به آنها كردم، افزود: بايد با آرامش موضوع را جمع مي‌كرديم. ساعت ۱۰ دفتر رئيس‌جمهور جلسه‌اي داشتيم. در اين حين كه از جلسه خارج مي‌شديم، يكي از معاونين كه ساعت ۸ صبح در جلسه مسكن در دفتر رئيس‌جمهور حاضر شده بود، برگشت و سراسيمه گفت بيت رهبري و رياست‌جمهوري را زدند. آنجا بود كه متوجه شدم. اول به هلال احمر، بعد اورژانس تهران و كشور، سپس وزارت صنعت، معدن و تجارت، پالايش و پخش و وزارت بهداشت زنگ زدم.

از تهران براي فرار از عافيت به سمت خطر خارج شدم

رئيس سازمان برنامه و بودجه و عضو شوراي عالي امنيت ملي در پاسخ به اينكه «آن زمان شايعه شد رئيس سازمان برنامه و بودجه از تهران فرار كرده است؟»، گفت: خارج شدم و فرار از عافيت به سمت خطر داشتم. يا مي‌رفتم و مي‌آمدم، با پوتين گلي در فلان تونل و يا فلان وزارتخانه بودم.

پورمحمدي در پاسخ به اينكه «تونل يعني پناهگاه داشتيد؟»، خاطرنشان كرد: پناهگاه كجا بود. وسط جنگ مهم است سازمان برنامه و بودجه به دستگاه‌ها بگويد من پشتيبان شما هستم. تقريباً نزد همه فرماندهان و وزارتخانه‌هايي كه خط اول بودند، رفتيم. اول صبح همكاران را جمع و برنامه روز كشور را تعريف مي‌كرديم و من براي سركشي مي‌رفتم.

وي ادامه داد: نقطه قوت ما حوزه سيدمجيد بود. حدود ۶ روز قبل از جنگ تأكيد مقام معظم رهبري بود كه اين قسمت را دريابيد. ايشان سري به ما زدند و گفت‌وگو كرديم. گفت‌وگو خيلي عاطفي بود و من به ايشان اطمينان دادم و ايشان رفت. گفت گير مالي داريم، نزديك پايان سال بود و شرايط سختي بود، اما كار ايشان را با هماهنگي دفتر آقا و رئيس‌جمهور راه انداختم. وسط جنگ همه نگران سيدمجيد بودند. من خود را به هر شيوه‌اي بود به ايشان رساندم. گفتند «آقا، يك ذره هم نگران من نباشيد؛ حواستان به بقيه باشد.»

ديدار رئيس سازمان برنامه و بودجه در جنگ ۴۰ روزه با سردار سيدمجيد موسوي

رئيس سازمان برنامه و بودجه و عضو شوراي عالي امنيت ملي در پاسخ به اينكه «شما يعني در جنگ داخل تونل رفتيد و سيدمجيد را ديديد؟»، بيان كرد: به هر حال ايشان را ديدم. حالا اينكه كجا رفتم و چطوري، ولي خاكي رفتيم و آمديم. اين رشادت اين‌طوري است كه شخص حاضر در خط اول مي‌گويد حواست به بقيه باشد. ممكن است دستم خالي باشد، اما همين كه بدانند سازمان برنامه و بودجه، دولت و رئيس‌جمهور پشت سر اينها است، اعتمادبه‌نفس به آنها مي‌دهد.

پورمحمدي در پاسخ به اينكه «پول هم داشتيد يا فقط خداقوت بود؟»، بيان كرد: آن حكم، آن خداقوت، از پول بيشتر بود، اما اگر لازم بود پول هم مي‌داديم.

وي در پاسخ به اينكه «اين اتهام درباره شما مطرح مي‌شود كه آن‌چنان كه بايد به نيروهاي مسلح در زمان جنگ كمك نكرديد»، گفت: بگذاريد صادقانه مطالب را بگويم. بعيد مي‌دانم دوره‌هاي ديگري باشد كه اين ميزان ارتباط بين دولت با فرماندهان و صداقت و دوستي و رفاقت و همكاري باشد. به لحاظ عاطفي به هم وصل هستند. از سوي ديگر كتمان نمي‌كنم سال گذشته چقدر درآمدهايمان كم بود و اينكه توانستيم از آن شرايط عبور كنيم، واقعاً مردم و نيروهاي مسلح و بخش‌هاي مختلف دولت صبوري كردند.

امنيت در سال گذشته اولويت نخست دولت بود

رئيس سازمان برنامه و بودجه و عضو شوراي عالي امنيت ملي در پاسخ به اينكه «براي قواي دفاعي از سال ۱۴۰۳ تا ۱۴۰۵ افزايش بودجه يا كاهش بودجه داشتيم و آيا به‌موقع پرداخت شده است؟»، اظهار كرد: آنچه در توان دولت بود، به بهترين شيوه انجام داد. حتي در جايي كه بخشي از سهم خود را فراتر از قانون كم كرد تا آنها جلوتر روند. موضوع امنيت در سال گذشته اولويت نخست دولت بود. سازمان برنامه و بودجه براي پشتيباني از سياست‌ها و بيان واقعيات، عضو شوراي عالي امنيت ملي است. بايد در زمان جنگ تمام وجود خود را براي پشتيباني از نيروهاي مسلح و نگه داشتن مردم پشت نيروهاي مسلح قرار مي‌دادم.

پورمحمدي با بيان اينكه هر جايي لازم بود واقعيات و گزارش‌هاي كشور را با نهايت صداقت در شوراي عالي امنيت ملي مطرح كردم، افزود: وظيفه من بود گزارش دقيق دهم تا مبادا مسئولين جلوي پاي خود را نبينند و بعد همه آسيب ببينيم.

وي در پاسخ به اينكه گفته مي‌شود آقاي پورمحمدي از فروردين‌ماه گزارش‌هاي خسارات را به شعام داده و گفته است توان جنگيدن نداريم، تأكيد كرد: خير، من چنين گزارش‌هايي نداده‌ام. من گزارش‌هاي واقعي كشور، هرچه دستم مي‌آمد، را خدمت آقاي رئيس‌جمهور و يا شعام مي‌دادم. كتمان واقعيات را نمي‌كنم. اين شرط صداقت نيست. دولت نه‌تنها دل كسي را خالي نكرد، بلكه آنها را دلگرم كرد و پشتيباني جدي كرد. من بايد همواره گزارش ذخاير، كالا، دارو، منابع درآمدي و… را بگويم.

دولت

بيان وضعيت كشور وظيفه سازمان برنامه و بودجه است

رئيس سازمان برنامه و بودجه و عضو شوراي عالي امنيت ملي در پاسخ به اينكه «صراحتاً از سمت شما به دولت و شعام نوشته شده است كه ما توان جنگيدن نداريم؟»، تصريح كرد: اينكه توان جنگيدن نيست، در صلاحيت سازمان برنامه نيست كه هيچ‌گاه اين را بگويد، اما اينكه وضعيت كشور بيان شود، وظيفه سازمان برنامه است. هميشه درآمدها، هزينه‌ها و خسارات و وضعيت كشور را مرتب تهيه مي‌كنيم. دروغ بگويم؟ بايد همواره بگويم. بايد اين‌قدر زلال باشم كه نه بزرگ‌نمايي كنم و نه كوچك‌نمايي كنم؛ تدبير كنم. نبايد تابع احساسات باشم و بايد واقع‌نگر باشم. در اين دوره با تمام وجود سعي كرديم پشتيبان كساني باشيم كه در خط مقدم هستند.

پورمحمدي افزود: سازمان برنامه هيچ‌گاه در موضوعات اغراق نمي‌كند. ما با سوءظن به گزارشات نگاه مي‌كنيم. ممكن است شما بخواهيد رجز بخوانيد، اما سازمان برنامه بايد خود را از حواشي و احساسات بيرون آورد. بنياد مسكن و نيروهاي نظامي اعلام خسارت كردند، اما من بنا را بر صحت نگذاشتم و گفتم بايد راستي‌آزمايي شود. اگر مخاطره كشور را نگويم، يعني پشت كشور را خالي كردم.

معاون رئيس‌جمهور در پاسخ به اينكه «شما موافق آتش‌بس جنگ ۴۰ روزه بوديد؟»، گفت: من هيچ‌گاه در قاموسم جنگ را چيز خوبي نمي‌دانم، مگر به كشوري تجاوز شود كه شرافت تاريخي يك كشور است. ۳۰۰ سال ديگر درباره ما قضاوت مي‌كنند. اين شمشير جنگ آخرين راهكار است. من هيچ‌گاه براي مملكت جنگ نمي‌خواهم و هر جنگي را بتوان، بايد زودتر پايان داد، اما مهم اين است كه سرافرازانه آن را پايان داد؛ چون تاريخ درباره ما قضاوت مي‌كند.

سرافرازانه آتش‌بس شد

رئيس سازمان برنامه و بودجه و عضو شوراي عالي امنيت ملي در پاسخ به اينكه «آيا جنگ ۴۰ روزه سرافرازانه آتش‌بس شد؟»، بيان كرد: فوق‌العاده. مگر نمي‌خواستند تاريخ ايران را له كنند و به عصر حجر برگردانند؟ مگر نه اينكه مي‌گفتند كشور را تجزيه مي‌كنيم و حاكم تعيين مي‌كنيم؟ مگر نگفتند تسليم محض؟ نتيجه اين شد كه كشور شروط گذاشت. صلح كردن، حسن تدبير و شجاعت در بهينه مي‌خواهد. وقتي دشمن را در حالت عدم تعادل قرار داديد و خود در تعادل هستيد، بايد توافق را انجام دهيد. در موضوع توافق، تمام اعضاي شوراي عالي امنيت ملي با نهايت شرافت و صداقت، باوري كه داشتند را عمل كردند. اعجاز بزرگي شكل گرفت كه منسجم از كشور دفاع كردند و در مذاكرات هم با اقتدار صحبت كردند.

پورمحمدي با بيان اينكه آنچه مي‌دانستيم و مي‌توانستيم را در سازمان برنامه در طبق اخلاص گذاشتيم، در پاسخ به اينكه «شما رأي به آتش‌بس داديد؟ كسي مخالف آتش‌بس بود؟»، گفت: بله، من رأي به آتش‌بس دادم. الان دقيق در ذهنم نيست كه چه كسي مخالفت كرد. بعيد مي‌دانم كسي مخالف بود. مهم شروط ما براي آتش‌بس بود.

وي در پاسخ به اينكه «جلسات شعام در جنگ برگزار مي‌شد؟»، عنوان كرد: بله، ابتدا كوتاه‌كوتاه برگزار مي‌شد.

رئيس سازمان برنامه و بودجه و عضو شوراي عالي امنيت ملي در پاسخ به اينكه «آقا مجتبي هم موافق آتش‌بس بودند يا خير؟»، گفت: درباره همه اعضاي شعام عرض مي‌كنم كه در ابتدا و انتهاي نامه آن جلسه تأكيد كردند تابع نظر مقام معظم رهبري هستيم، اما عقل مستقلي داريم كه بايد خير مملكت را بيان كنيم. اگر مقام معظم رهبري نظر ديگري داشتند، قطعاً شعام همراهي مي‌كردند، اما ايشان هم هيچ‌گاه شعام را مجبور به كاري نكردند.

پورمحمدي در پاسخ به سؤالي درباره نظر متفاوت رهبر در خصوص تفاهم‌نامه و اجراي نظر اعضاي شعام، گفت: متن تفاهم‌نامه در دستور كار شعام بود و مقام معظم رهبري فرمودند اگر سه‌چهارم شما با آن موافقت كنيد، من نيز موافق هستم. آن متن را به ريز خوانديم و بحث كرديم و بيش از سه‌چهارم به آن رأي داديم. ملاحظاتي بعد از آن بود كه تيم مذاكره‌كنندگان آن را هم عملي كردند.

وي در پاسخ به اينكه «آن سه‌چهارم چه كساني بودند؟ شنيديم فرماندهاني كه حق رأي ندارند نيز جزء آن سه‌چهارم رأي دادند»، گفت: فقط سرلشكر عبداللهي به‌عنوان فرمانده قرارگاه و ستاد كل است كه به‌عنوان ستاد كل حق رأي داشت و رأي داد. آقاي جبلي عضو است و حق رأي ندارد.

رئيس سازمان برنامه و بودجه و عضو شوراي عالي امنيت ملي در پاسخ به اينكه «شنيديم آقا مجتبي گفتند همگي بياييد و رأي دهيد»، تصريح كرد: خير، نه اينكه همه بيايند. گفتند اگر سه‌چهارم اعضاي شوراي عالي امنيت ملي رأي دهند، من نيز موافقم كه بالاتر از سه‌چهارم رأي داديم. يك يا دو نفر ديگر از باب مطلع بودن و بيان نظر در حوزه تخصصي خود حضور داشتند.

۱۵ صفحه براي مقام معظم رهبري درباره تفاهم‌نامه نوشتم

پورمحمدي در بخش ديگري از سخنان خود اظهار كرد: قبل از اينكه تفاهم‌نامه در شعام مطرح شود، مقام معظم رهبري از شعام و تك‌تك افراد عضو، مستقلاً خواستند نظر خود را بيان كنند و سؤالاتي مطرح كردند كه به اقناع وجداني برسند. شعام به‌صورت جمعي و فردي استدلال خود را مطرح كرد. من ۱۵ صفحه مطلب در مقابل سؤالات ايشان نوشتم و سعي كردم شرافتمندانه بنويسم و دقيق پاسخ دادم. واقع‌بينانه بيان كردم. بعد تفاهم‌نامه را براي شورا فرستادند و گفتند اگر سه‌چهارم رأي دهند، من هم موافقم.

وي ادامه داد: تنفيذ يا رد نظر شعام با مقام معظم رهبري است و ايشان مخيرند نپذيرند. وقتي مي‌گويند نظرات خود را بدهيد، يعني صادقانه نظر دهيد، نه اينكه با نظرم كاسبي كنم. اي‌بسا شعام نظراتي داده، اما رهبري شهيد تنفيذ نكردند.

رئيس سازمان برنامه و بودجه و عضو شوراي عالي امنيت ملي در پاسخ به اينكه «آيا دوباره جنگ مي‌شود؟»، عنوان كرد: بايد خود را همواره آماده نگه داريم. اطراف كشور را نگاه كنيد؛ آمريكا در تركيه، عراق، كويت، بحرين، امارات، عربستان و پاكستان پايگاه دارد. وقتي اجازه نمي‌دهي در كشورت آمريكا پايگاه بزند، او همواره عليه تو كار مي‌كند. لذا بايد خود را براي اين شرايط آماده كني. بايد همواره اين نگراني و مخاطره را به ذهن سپرد كه ممكن است از سوي بيگانگان دردسر درست شود. لذا من نفي نمي‌كنم. هر زمان ممكن است باشد.

پورمحمدي يادآور شد: چند روز قبل از جنگ، آقاي عراقچي به همراه رئيس‌جمهور خدمت مقام معظم رهبري شهيد بودند. بعد گزارشي به دولت دادند. سؤال كردم حالشان چطور بود؟ گفتند بسيار شاداب، پرروحيه و پرانرژي بودند. بعد هم آقاي عراقچي از رهبر شهيد نقل كردند كه ايشان گفت: «تا آمريكا از ما نااميد نشود، دست از سر ما برنمي‌دارد.» جمله مهمي بود.

بدنه دولت رشادت به خرج داد

وي در پاسخ به اينكه «وضعيت نفت ما در كشور چطور بود و چطور پس از آغاز جنگ و زدن انبارهاي نفت، سوخت در كشور جابه‌جا مي‌شد؟»، توضيح داد: من دو جا خيلي دلم گرفت. يكي روزي كه به آسمان تهران نگاه كردم و ديدم گويي شب است. ديگري شبي كه در بلندي به تهران نگاه كردم و سكوت را ديدم و بغض كردم. ولي آنچه اين تاريكي‌ها را تبديل به مشعل پرفروغي از اميد براي آدم مي‌كرد، اين بود كه همان روز خدمت دوستان در پالايش و پخش رفتم. مشغول بودند و با رشادت كار كردند. يك مصوبه ترك تشريفات يا شوراي اقتصاد ما بعضاً چند ماه طول مي‌كشد، اما در ظرف سه روز اينها را صادر كرديم. تيم سازمان برنامه كامل پشت سر آنها بود.

رئيس سازمان برنامه و بودجه و عضو شوراي عالي امنيت ملي گفت: خطي زده شد كه ديگر فرآورده به نيمه شمالي كشور نمي‌رسيد، اما ظرف سه روز چنان با رشادت خطوط را باي‌پس كردند كه رئيس پالايش و پخش گفت مي‌خواهم ۱۰ ليتر را ۳۰ ليتر كنم و به‌سرعت شروع به كار كردند. وزير نفت با من تماس گرفت و گفت مي‌داني كه خارك را مي‌زنند. من از دوستان خود دعوت كردم و گفتم يك نفر بايد فرماندهي آنجا را بر عهده بگيرد. وزير به من زنگ زد و گفت: «باز هم شما لرها.» گفتم چه شده؟ گفت: يك لر شجاعي رفته آنجا و گفته «يا جنازه من بيرون مي‌آيد و يا نمي‌گذارم جريان نفت از خارك قطع شود.»

پورمحمدي اظهار كرد: بچه‌هاي وزارت نفت مثل رزمنده پاي كار ماندند. ۲ هزار نقطه برق كشور را زدند، اما دوستان در وزارت نيرو در كمترين زمان برق‌رساني مي‌كردند. تصاوير آن هست كه روي سيم برق مشغول تعمير هستند و در كنار آنها بمب منفجر مي‌شود. بدنه دولت رشادت به خرج داد. دولت سعي كرد ميزان تاب‌آوري كشور را بالا ببرد، اما تاب‌آوري حدي دارد. قبل از اينكه مخاطره‌اي متوجه شود، امور بر روي چرخه برگشت.

مشاهده اين برنامه در آپارات

انتهای پیام/

لینک کوتاه : https://www.ayooq.ir/?p=11475

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.