به گزارش عَیّوق، تئوریهای توطئه اغلب نقش اجتماعی مهمی را بازی میکنند؛ مثلاً برخی اضطرابها را در میان اعضای گروه کاهش میدهند ولی در عین حال ظرفیت گروه را برای پاسخ به چالشهای سیاسی و اجتماعی داخلی و خارجی محدود میکنند. بهطور خاص از ابتدای قرن بیستم، ایرانیان با هر پیشینه و گرایش عقیدتی بر نظریه توطئه به عنوان طریقهای اولیه برای فهم سیاست و تاریخ تکیه کردهاند. این واقعیت که قدرتهای بزرگ به صورت مخفی در امور ایرانیان دخالت نمودهاند، موجب شده تا مردم عادی، رهبران سیاسی و حتی خود حاکمان تاریخ را بر اساس تئوریهایی استادانه و گمراهکنندهای توضیح دهند.
به گفته زاهد غفاری هشجین، باید میان توطئه و تئوری توطئه تفاوت قائل شد، زیرا توطئه یک عمل عینی و واقعی و نیز ابزاری در خدمت سوءاستفاده توطئهگران است، اما تئوری توطئه آن روش تبیینی و ذهنی است که بر مبنای پنداری گاهی بیپایه از نقش توطئهگران در ذهن توطئهاندیشان برای تجزیه و تحلیل پدیدهها و رخدادها شکل میگیرد.
اتفاقات پیرامون ایران بعد از پیروزی انقلاب اسلامی به اوج رسید و از همان ابتدای پیروزی نهضت «فضاسازی سیاسی و تبلیغاتی و جنگ روانی علیه نظام جمهوری اسلامی»، «اختصاص بودجههای کلان برای مقابله با نظام جمهوری اسلامی»، «مقابله با دستیابی جمهوری اسلامی به فناوری هستهای»، «تهاجم فرهنگی و جنگ نرم» و.. در نقشههای دشمنان ملت ایران گنجانده شد و کشورهایی که خود را ابرقدرت میدانستند با اتحادی بیسابقه در پی ساقط کردن نظام بودند که هرکدامشان در نوع خود با شکست مواجهه شدند.
حمایت از مخالفان نظام برای ساقط کردن جمهوری اسلامی
حمایت، سازماندهی و هدایت مخالفان نظام یکی دیگر از اقدامات مداخلانه جویانۀ آمریکا علیه انقلاب اسلامی، حمایت، سازماندهی و هدایت مخالفان نظام برای مقابله با نظام اسلامی از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی تا به امروز بوده است، این حمایت شامل حمایت مالی، تسلیحاتی، رسانهای و تبلیغاتی و… میباشد، حمایت این کشور از منافقان و تجهیز مادی و تسلیحاتی آنان برای عملیات تروریستی علیه نظام جمهوری اسلامی بر کسی پوشیده نیست.
هدایت و حمایت آشکار سران این کشور از غائلۀ هجده تیر سال ۷۸ و فتنۀ سال ۸۸ عمق کینهتوزی آنان را بهخوبی نشان میدهد، در جریان فتنۀ ۸۸ مقامات آمریکایی بیپرده با دخالت در امور داخلی کشور ما به حمایت از جریان فتنه پرداختند، هیلاری کلینتون که وزارت خارجۀ آمریکا را در آن زمان بر عهده داشت اظهار داشت: «دولت آمریکا از بیرون ایران هر حمایتی از دستش بر میآمد از معترضان (جریان فتنه) کرد»، «همۀ ایرانیانی که در تلاش برای شنیده شدن صدایتان و دفاع از آزادیهای بنیادی و حقوق بشر هستید، بدانید تنها نیستید، ایالات متحدۀ آمریکا و جامعۀ جهانی پشتیبان شماست.» (گزارش کمیسیون اصل۹۰ مجلس دربارۀ فتنۀ ۸۸) همچنین باراک اوباما گستاخانه ابزار داشت: «ایرانیها باید شجاعت لازم برای بیان آزادی را داشته باشند و به اعتراضات خود ادامه دهند، امیدواری و توقع من این است؛ همچنان شاهد این باشیم که مردم ایران شجاعت ابراز اشتیاق برای بهدست آوردن آزادی بیشتر و حکومتی مبتنی بر مردمسالاری بیشتر را داشته باشند»
نقشههای تجزیه طلبانه در ایران بر پایه قومیتها
تمایلات تجزیه طلبانه وخودمختارخواهانه در نواحی مرزی ایران ازجمله بلوچستان، کردستان، آذربایجان، خوزستان و ترکمن صحرا که منجر به شورش و مبارزۀ مسلحانه شده بود و استقرار برخی از سران نظامی و امنیتی رژیم پهلوی ازجمله اویسی در عراق و تجهیز آنها به تسلیحات، مشکلاتی را برای وضعیت تثبیت انقلاب اسلامی بهوجود آورده بود و همۀ این اقدامات با همکاری آمریکاییان با ضدانقلابیون و تجزیهطلبان صورت میگرفت و سفارتخانۀ آمریکا در تهران به ستاد ایجاد هماهنگی میان نیروهای مخالف انقلاب تبدیل شده بود.
در یکی از اسناد بهدست آمده از سفارتخانۀ آمریکا در تهران تمایل به استفاده از ظرفیت قومیتها جهت سرنگونی نظام جمهوری اسلامی بهخوبی بازتاب یافته است. در سندی به تاریخ ششم اوت ۱۹۷۹م (۱۵/۰۵/۱۳۵۸) که دارای طبقهبندی «سری» میباشد، چنین آمده است: «اگر کُردها، آذربایجانیها، اعراب و سایر گروههای قومی تلاشهای خود را هماهنگ کنند (اغتشاش همزمان) و در جهت مشترک سرنگونی دولت کنونی با یکدیگر همکاری و از یکدیگر حمایت کنند، به عقیدۀ ما آنها امکان موفقیت دارند.»
شکستن پنجههای عقاب در شنهای خاک ایران
عملیات پنجه عقاب (: Operation Eagle Claw ) که در ایران، به عملیات طبس معروف است نام عملیاتی نظامی بود که باید آن را نقشهای پر فشار با برنامهریزی بسیار دقیق و قوی برعلیه نظام تازه تاسیس جمهوری اسلامی دانست.
پس از ماجرای تسخیر لانۀ جاسوسی در تهران توسط دانشجویان، آمریکاییها برای حل بحران گروگانگیری تلاش زیادی انجام دادند و فشارهای زیادی را علیه کشور ما ایجاد نمودند و همزمان با فعالیتهای گستردۀ تبلیغاتی و رسانهای علیه کشورمان، تحریمهای اقتصادی علیه کشورمان توسط آمریکا و برخی کشورهای اروپایی به مرحلۀ اجرا در آمد و داراییهای ایران در این کشور مسدود گردید. آمریکاییها ابتدا خواهان مذاکره با کشورمان در این خصوص بودند، اما پیش شرط امام برای مذاکره، تحویل شاه معدوم به ایران بود و آمریکاییها به جای پذیرفتن این خواست طبیعی ملت ایران، در فاز نظامی قدم نهادند.
برژینسکی در کتاب توطئه در ایران مینویسد: « طرح عملیات نجات را من ابتدا بهعنوان آخرین چاره یا یک اقدام اضطراری در صورت به خطر افتادن جان گروگانها تعقیب میکردم و به مؤثر بودن عملیات نظامی، نظیر محاصرۀ دریایی ایران، تصرف جزیرۀ خارک و حملات هوایی به هدفهایی در داخل خاک ایران بیشتر اعتقاد داشتم.» (برژینسکی، ۱۳۶۲، ص ۱۸۸ ).
آمریکاییها پس از مطالعات فراوان و با اتکا به عناصر ضد انقلاب و وابسته به رژیم منحوس شاه، مصمم به حمله به ایران شدند و در پنجم اردیبهشت۱۳۵۹ شبانه تعدادی از نیروهای آموزش دیده و ویژۀ خود را توسط پنج فروند هواپیمای پیشرفتۀ آمریکایی در یکی از فرودگاههای متروکه، در صحرای طبس پیاده کردند تا از آنجا براساس برنامهریزی قبلی و یک زمانبندی دقیق، عملیات نظامی خود را آغاز کنند، امّا با عنایت خداوند و الطاف خفیۀ الهی، گرفتار طوفان شده و با انهدام هواپیماها، این عملیات نظامی به شکست مفتضحانهای برای آمریکا تبدیل شد.
کودتای نوژه و پیوند ملت و حاکمیت در شکست آن
وضعیت بحرانی روزهای آغازین بعد از پیروزی انقلاب و ازهمپاشیدگی ارتش، موجب شد دشمنان انقلاب به گمان براندازی نظام، به طراحی کودتا اقدام کنند. برنامهریزی کودتا برای ۱۹ تیر ۱۳۵۹ و در دو مرحله هوایی و زمینی صورت گرفته بود. بمباران بیت امامخمینی و کشتن ایشان، همچنین ایجاد حکومتی با ریاست بختیار، جزء اهداف اصلی کودتاگران بود.
در بامداد ۱۸تیر، خلبان مأمور بمباران بیت امامخمینی، شبانه مسئولان را از کودتا آگاه کرد و موجب خنثیسازی کودتا در عصر همان روز شد. حدود پانصد نفر از عوامل کودتای نوژه دستگیر و محاکمه شدند.
در تحلیل امامخمینی، کودتاگران بهاشتباه حکومت اسلامی را با حکومتهای بیریشه جهان مقایسه کرده بودند. ایشان برخی علل ناکامی کودتا در جمهوری اسلامی ایران را پیوند دولت و ملت، حضور مردم در صحنه و امداد و عنایات الهی عنوان کرد.
نامهای دیگرعملیات نقاب
شرح ماجرا: حمله نظامی هوایی و زمینی به مراکز مهم
زمان: بهار ۱۳۵۹
اهداف: براندازی نظام جمهوری اسلامی ایران .
عاملان:
آمریکا، برخی دولتهای اروپایی، اسرائیل، برخی دولتهای عرب (مصر، عربستان و عراق) و شماری از مخالفان داخلی جمهوری اسلامی ایران ازجمله سلطنتطلبان پیامدها:شکست کودتا
نقش مستقیم آمریکا از جنگ تحملی هشت ساله تا ۱۲ روزه
آمریکاییها پس از شکست سنگین در کودتای نقاب، تحرکات شدیدی را برای ترغیب صدام به جنگ با ایران آغاز کردند، برژینسکی مشاور امنیت ملی آمریکا، برای آمادهسازی عراق برای شروع جنگ سفرهای محرمانۀ متعددی به بغداد کرد که مجلۀ ژورنال استریت مورخ ۸ فوریه ۱۹۸۰ یکی از این سفرهای محرمانه را فاش ساخت، علاوهبراین، مطبوعات اروپایی نیز در همان زمان از ملاقاتهای متعدد برژینسکی با صدام خبر دادند (واعظی، ۱۳۷۹، ص۱۰۸ ).
مجلۀ فیگارو به نقل از طارق عزیز، وزیر امور خارجۀ وقت عراق دراینباره چنین گزارش داد: «جریان جنگ ایران و عراق درواقع از ژوئن گذشته (تیرماه ۱۳۵۹) زمانی آغاز شد که برژینسکی به اردن سفر کرد و در مرز دو کشور اردن و عراق با شخص صدام ملاقات کرد و قول داد که از صدام حسین کاملاً حمایت نماید و این امر را تفهیم کرد که آمریکا با آرزوی عراق در مورد شط العرب و احتمالاً برقراری یک جمهوری عربستان در این منطقه مخالفت نخواهد کرد و بالاخره کلیۀ این اقدامات به کشاندن عراق به جنگ علیه ایران منجر شد و پیشبینیها چنین بود که اگر بغداد پیروز بشود، ایران بیثبات میشود و رژیم جمهوری اسلامی از میان میرود و یک دولت طرفدار غرب به جای آن به قدرت میرسد و در صورتی که عراق با شکست مواجه گردد، آمریکا میتواند خود را بهعنوان حامی و مدافع ایران قلمداد نماید.» (روزنامۀ انقلاب اسلامی، ۱۷/۰۹/۱۳۵۹).
نمایندۀ آمریکا در سازمان ملل در همان روزهای آغازین جنگ اعلام کرد: «اگر عراق از آمریکا کمک بخواهد هرگونه امکانات نظامی را در اختیار عراق قرار خواهد داد.» (روزنامۀ اطلاعات، ۷/۷/۱۳۵۹ )
هر چند آمریکاییها کوشیدهاند که نقش خود را در تحریک صدام برای حمله به ایران کتمان کنند، امّا تجهیز صدام به انواع سلاحهای جدید جنگی و کشتار جمعی و نیز حمایتهای رسانهای، سیاسی و بینالمللی از سوی آمریکا و همپیمانان وی، چیزی نیست که بتوان آن را کتمان یا انکار کرد.
روزنامۀ سوئدی تمپوس به نقل از هنری کسینجر وزیر امور خارجۀ پیشین آمریکا در این زمینه نوشت: «واشنگتن در مورد ایران که هرگز اهداف خود را محرمانه نمیگذارد، به این نتیجه رسیده است که این کشور تهدیدی بزرگتر است، ایران در نظر دارد بر عراق پیروز شده و دولتی اسلامی در این منطقه مستقر نماید.» (خبرگزاری جمهوری اسلامی، ۲۵/۰۲/۱۳۶۵ ).
سایروس ونس وزیر امور خارجۀ آمریکا در زمان کارتر نیز رسماً اعلام کرد: «ما در جنگ طولانی و پر خسارت ایران و عراق، علیه ایران بودیم.» (فرید، ۱۳۷۸، ص۱۵۱).
رویارویی و دخالت نظامی مستقیم در جنگ
حمایت آمریکا در جنگ تحمیلی تنها به کمکهای نظامی به این کشور خلاصه نشد، بلکه آمریکا در شرایطی که جمهوری اسلامی به موفقیتها و برتری نسبی در جنگ دست یافت، مداخلۀ مستقیم نظامی را در دستور کار قرار داد که میتوان به هدف قرار دادن سکوهای نفتی ایران، حمله به کشتی «ایران اجر» ناوچه «جوشن» و «سهند» اشاره نمود، یکی از اقدامات وحشیانه این کشور در روزهای پایان جنگ، حمله ناو آمریکایی وینسنس به هواپیمای مسافربری جمهوری اسلامی ایران در ۱۲ تیر ماه ۱۳۶۷بود که در جریان این حملۀ ددمنشانه تمامی ۲۹۰ نفر مسافر و خدمۀ هواپیما که ۱۱۸ نفر از آنها زن و کودک بودند، به شهادت رسیدند، سران کاخ سفید نه تنها بابت این جنایت از ملت ایران عذرخواهی نکردند، بلکه در اقدامی بهتانگیز به فرماندۀ این ناو بهخاطر ارتکاب این جنایت مدال افتخار دادند (سلیمیبنی، ۱۳۸۳، ص۲۸۵ـ۲۸۶ ).
آمریکا در جنگ تحمیلی ۱۲ روزه دیگر پشت پرده حمایتها نبود بلکه آشکارا به حریم ایران حمله کرد و باز هم با سرافکندگی شکست دیگری از جمهوری اسلامی خورد.
امروز آمریکا که گرفتار این شده است که چگونه آبروریزی شکستهای خود را جبران کند به ویژه بعد دفاع مقدس ایرانیان و موشک باران شدن حیثیت آمریکا و اسراییل در جریان حمله اخیر به ایران اسلامی؛ با تحرکات نظامی پرسروصدا به جهت ناو آبراهام لینکن و ایجادترس و تهدید برای جلوگیری از روند رو به جلوی قطار در حال پیشرفت جمهوری اسلامی تلاش دارد که بر موج ها سوار بشود.
اما ایالات متحده و هم پیمانان بین المللی و منطقهای اش بدانند که خدای طبس خدای خلیج فارس هم است و
اگر دیروز؛ نیروهای او؛ امکانات این کشور به خواست خداوند مدفون در شن شدند امروز هم قعر خلیج فارس جای نظامیهای او و ابرسیستم های نظامی اش خواهد بود چنانچه مرتکب خطایی بشوند.
نتیجه گیری
بررسی فهرست بلند توطئهها و شرارتهای آمریکا علیه کشورما چه قبل از پیروزی انقلاب اسلامی و به ویژه پس از پیروزی انقلاب اسلامی و واکاوی ریشۀ دشمنی و خصومت این کشور با کشورمان بهخوبی نمایانگر این حقیقت است که این دشمنی، یک دشمنی سطحی و ظاهری نبوده و ریشه در ماهیت استکباری، سلطهجویانه و هژمونی آمریکا از یکسو و ماهیت اسلامی، استقلالطلبانه، حق طلبانه، سلطهستیزانه و حمایتگرانۀ جمهوری اسلامی ازسویدیگردارد، ازاینرو فروکاست این دشمنی به مسائلی همچون مسئلۀ هستهای، توان دفاعی و نفوذ منطقهای کشورمان، غیرواقعبینانه و نوعی خودفریفتگی است.
تا زمانی که ماهیت سلطهجویانه و ظالمانه بر آمریکا پا برجاست و ماهیت اسلامی و استقلالطلبانه و سلطهستیزانۀ کشورمان وجود دارد، امکان برقراری رابطه میان این دو کشور وجود نخواهد داشت.
همانگونه که مقاممعظمرهبری تصریح فرمودند: «یک تصوّر غلطی در اینجا وجود دارد و آن این است که ما با آمریکا میتوانیم کنار بیاییم؛ با آمریکا کنار بیاییم و مشکلات را حل کنیم! خب این تصوّر، تصوّر درستی نیست. ما نمیتوانیم به توهّم تکیه کنیم، باید به واقعیّتها تکیه کنیم.»
توکل و تکیه برخداوند در کنار اقتدار روزافزون نیروهای مسلح از مهمترین سلاح هایی است که ایرانیان اگر در استمرار آن استقامت بورزند فتح قله را در پی خواهد داشت.
انتهای پیام/





